تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تهمتها و دروغ پردازىها در كتاب « لله ثم للتاريخ » ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
چه خوب داورى است خدا ! و چه خوب رهبرى است محمّد ! و چه خوب وعده‌گاهى است قيامت كه اهل باطل در آن خسران مىبينند ! سپس متوجه مزار پدر گرديد و متمثلّ به ابياتى شد كه مضمونش اين است : « پدرجان ! بعد از تو چه رويدادها و چه سختىهايى پديدار شد ! كه اگر مىبودى ، گفت و گو و مصيبت زياد نمىشد . ما تو را از دست داديم ، گويى كه زمين باران سرشار خود را از دست داد . قوم تو فاسد شدند و از حقّ كناره گرفتند . » « 1 » راوى گويد : « و مردم تا به آن روز خود را چنين گريان نديده بودند ! » سپس متوجه « انصار » شد و گفت : « اى گروه برگزيده ! اى بازوان دين ! اى حافظان اسلام ! اين چه سستى است كه در نصرتم نشان مىدهيد و از امدادم شانه خالى مىكنيد و از حقم چشم مىپوشيد و از دادخواهىام به خواب اندر شده‌ايد ؟ ! آيا رسول خدا ( ص ) نبود كه فرمود : « حفظ آدمى به حفظ فرزندان اوست » ؟ چه زود عوض شديد و چه باشتاب دگرگون گشتيد ! آيا اكنون كه رسول خدا ( ص ) فوت كرد ، دينش را ميرانديد ؟ ! آرى ، به جان خودم سوگند كه مرگ او حادثه‌اى بس بزرگ بود كه ، وَهن و سستىاش گسترده ، شكاف و رخنه‌اش عميق ، و التيام دهنده‌اش مفقود است ! زمين را تاريك ، كوهها را از هم پاشيده و آرزوها را تشديد كرد ! حريم‌ها ضايع ، حرمت‌ها هتك و مصونيت‌ها زايل گرديد ؛ و اين بلائى است كه كتاب خدا پيش از مرگ پيامبر ( ص ) آن را اعلان ، و قبل از وفاتش شما را از آن آگاه كرده و فرموده بود
: ( وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ
هامش
( 1 ) . شرح نهج‌البلاغه ابن‌ابىالحديد ، ج 4 ص 78 - 79 و 93 ، و بلاغات النساء ص 12 - 15 .
تهمتها و دروغ پردازىها در كتاب « لله ثم للتاريخ » ( فارسى ) — صفحة 165 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى