ومىپرسد : « چهمىگوئى ، آيا اميرالمؤمنين تا اين حدّ ترسو بود ؟ »
و ما در پاسخش مىگوئيم : « براستى كه امام و پيشوايت معاويه در بيان اين سخن برتو پيشدستى كرده است و ما در اينجا نصّ پاسخ اميرالمونين ( ع ) به معاويه و اشكال او را بيان مىداريم . امام ( ع ) فرموده است :
« معاويه ! گمان كردهاى كه من برهمه خلفا حسادت كرده و بر همگى ستم نمودم ! اگر آن موضوع [ واقعاً ] اين گونه باشد ، آنجنايت بر عهده تو نيست و تو معذورى !
وَتِلكَ شكاةٌ ظاهرٌ عنكَ عارٍها « 1 »
و اين نقيصهاى است كه ننگ آن از تو دور است !
وگفتهاى : « من براى بيعت كردن چنان كشيده مىشدم كه شتر رام شده كشيده مىشود ! » به خدا سوگند خواستى مذمّت كنى ، ستايش كردى ! و خواستى رسوا كنى ، رسوا شدى ! آرى ، مسلمان مظلومى كه در دين خود ترديد نكند و بر يقين خود استوار باشد ، نستوه و ذلّت ناپذير است ! و اين برهان من ،
غير تو را هدف گرفته ، ولى بخشى از آن را ، به مقدارى كه بروز كرد ، براى تو گشودم » « 2 »
و اينك در پاسخ آن سخن كه گفتى : « آيا اميرالمومنين تا اين حدّ ترسو بود ؟ ! » مىگوئيم :
« نه ، اى زادهء معاويه ! حيدر كرّار ( ع ) هرگز جبان و ترسو نبود ؛ بلكه آن حضرت ذوالفقار را براى جنگ با كفّار ذخيره كرده بود نه براى نابودى مسلمانان مؤمن و منافق ! ببين و بشنو كه يكى از نوادگانش چهمىگويد :
هامش
( 1 ) . اين مصراع دوم از بيت زير است كه ابوذُؤَيبِ هُذلى سروده : ويميرُهَا الواشُونَ انّى احِبُّها .
( 2 ) . يعنى : تو در آن كار دخالتى نداشتى تا با تو احتجاج كنم .
3 . شرح نهجالبلاغه ، محمّد عبده ، ج 3 ص 37 - 38 چاپ مصر .