آيا پيامبر ( ص ) براى زنش و شريك زندگىاش غيرت نمىورزد و او را در بسترى واحد ، با پسر عمويش كه محرم او نيست ، رها مىكند ؟ بهعلاوه ، اميرالمؤمنين ( ع ) چگونه آن را براى خود مىپسندد ؟ » .
در پاسخش مىگويم :
اوّلًا ، راوى روايت اوّل كه در تفسير برهان آمده ، بنا به تحقيق آية اللّه العظمى خوئي « 1 » ، مجهول است و لذا اين روايت فاقد اعتبار مىباشد .
ثانياً ، روايت دوم از كتاب سُلَيم بن قيس نقل شده كه آن كتاب نيز بنا به تحقيقى كه كردهايم و پس از اين خواهد آمد ( ص 178 ) ، فاقد اعتبار است و لذا اخبارش قابل اعتناء نمىباشد .
و امّا روايت سوم كه مرحوم علامهء مجلسى در كتاب بحارالانوار به نقل از احتجاج طبرسى آورده است آن را تائيد نمىكنم چرا كه مخالف سيرهء پيامبر ( ص ) و اميرالمؤمنين ( ع ) است . و اين حديث ، شبيهِ احاديثى است كه در كتب حديثى مكتبِ خلفا دربارهء پيامبراكرم ( ص ) و ديگر پيامران الهى ، آمده و
موجبِ وَهن به آنهاست « 2 » . نكتهء ديگر آنكه پيروان مكتب خلفا بدليل نيازى كه داشتند در پى فضيلتسازى براى امّالمؤمنين عايشه بودند لذا چنين احاديثى را ساختند و پرداختند و در كتب پراكندند « 3 » كه متأسفانه گاه به كتب پيروانِ مكتب اهلالبيت ( ع ) هم راه يافته است لكن ماچون حضرت زهرا ( س ) را داشتيم محتاج اين گونه كارها نبوديم و نكرديم .
هامش
( 1 ) . المفيد من معجم رجال الحديث ، ص 57 ، الطبعة الاولى ، مكتبة المحلّاتى ، قم ، 1417 ق .
( 2 ) . براى تفصيل اين بحث رجوع كنيد به سيرى در صحيحين ، محمّد صادق نجمى .
( 3 ) . براى تفصيل اين بحث رجوع كنيد به كتاب اخبار امالمؤمنين عايشه از مؤلف .