مسلمانان پوشيده ماند و شناخت حق از سيره پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) و تاريخ صحابه او تا به امروز ، بر آنان دشوار گرديد . پس ، براى شناخت صواب از ناصواب چارهاى جز پزوهش و بررسى در اينگونه روايات نباشد .
دوم - روايات خطبه و مؤاخاة
حديث خطبه : در اصابه از عايشه روايت كند كه گفت :
هنگامى كه خديجه وفات كرد ، خوله زوجهى عثمانبن مظعون در مكه گفت : اى روسل خدا ! آيا ازدواج نمىكنى ؟ فرمود : با كه ؟ گفت : اگر بخواهى دوشيزه و اگر بخواهى غير دوشيزه . فرمود : كدام دوشيزه ؟ گفت : دختر محبوبترين خلق خدا نزد تو ، عايشه دختر ابوبكر . فرمود : غير دوشيزه كيست ؟ گفت : سوده دختر زمعه ، او به تو ايمان آورده و پيروت گرديده . فرمود : برو و هر دو را براى من خواستگارى كن . خوله آمد و وارد خانهى ابوبكر شد و امرمان را ديد و گفت : خداوند چه خير و بركتى بر شما وارد كرده است ! امرمان گفت : چه خير و بركتى ؟ گفت : رسول خدا مرا فرستاده تا عايشه را برايش خواستگارى نمايم . گفت : محبّت كردى . منتظر ابوبكر باش . ابوبكر آمد و داستان را شنيد و گفت : آيا شايسته او هست كه با دختر برادرش ازدواج نمايد ؟ ! خوله گفت : بازگشتم و آن را براى پيامبر بازگو كردم . پيامبر فرمود : به او بگو تو برادر من در اسلامى و ازدواج با دختر تو براى من رواست . پس آمد و با او ازدواج كرد . . . تا آخر حديث . « 1 »
به نظر ما ، هدف از تبليغ و نشرحديث گذشته مقابله با حديثى است كه اسماء بنت عميس روايت كرده و گويد : در شب زفاف فاطمه دخت رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) حاضرم بودم . صبح كه شد پيامبر نزديك در آمد و فرمود : اى امّايمن ! برادرم را
هامش
( 1 ) - الاصابه ، ج 4 ص 349 348 شمارهى 704 ؛ مسند احمد ، ج 6 ص 210 .