فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها
.
و چون زيد از او نياز خويش برگرفته ، وى را به ازدواج تو درآورديم . « 1 »
پس از نزول اين آيه ، رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) بدون اجازه نزد او مىرفت . »
در روايت قبلى آمده است كه « امّالمؤمنين » پس از آنكه گفت : « طلاقم داد » گويد :
هنگامى كه عدّهام سرآمد بدون آنكه بدانم رسول خدا ناگهان وارد خانهام شد و من كه سر برهنه بودم دانستم كه اين فرمانى آسمانى است . [ با اين حال ] گفتم : يا رسول الله ! بدون خطبه و شاهد ؟ فرمود : خداوند تزويج نموده و جبرئيل شاهد آن .
راويان اين حديث گفتهاند كه نزول وحى بر رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) دربارهى او ، در خانه عايشه بوده است . چنان كه ابنسعد در طبقات روايت كرده و گويد :
رسول خدا نشسته بود و با عايشه سخن مىگفت كه خداوند متعال دربارهى زينب به او وحى كرد و فرمود :
وَ إِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ . . .
و چون به آن كس كه خدا نعمتش داده بود و تو نيز نعمتش داده بودى ، مىگفتى :
زوجهات را نگهدار . . . « 2 »
عايشه گويد : انبوه خيالات وجودم را فراگرفت ، زيرا وصف جمال و زيبايىاش را شنيده بودم و اكنون مىديدم كه به چيزى اعظم و اشرف از آن مفتخر گرديده است ؛ خداوند در آسمان او را به ازدواج رسول خدا ( صلى الله عليه و آله )
هامش
( 1 ) - احزاب / 37 .
( 2 ) - احزاب / 37 .