تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
چيزى را پنهان مىداشتى كه خدا آشكارش ساخت و از مردم مىترسيدى ، در حالى كه خدا سزاوارتر است كه از او بترسى . پس چون زيد نيازش را از او برگرفت ، به همسرى تواش درآورديم تا مؤمنان را در ازدواج با زنان پسرخوانده‌هاى خود - اگر نياز خويش از آنان برگرفته باشند - تنگنايى نباشد . و حكم خداوند شدنى است . « 1 » كار مفاخره ، به مباهات زينب با ام‌ّالمؤمنين عايشه در اندرون خانه زن‌هاى پيامبر محدود نشد ، بلكه آن را به خارج كشاندند . ابن‌سعد در طبقات خود گويد : مردى از بنى اسد بر مرد ديگرى مباهات مىكرد و مىگفت : آيا در ميان شما زنى هست كه خداوند از فراز آسمان‌هاى هفت‌گانه او را شوهر داده باشد ؟ مقصودش زينب جحش بود . اين‌گونه تفاخر و مباهات با سياست خلفا تا شش سال اول خلافت عثمان منافات داشت . زيرا چنان كه در جلد اول اين كتاب گذشت مقتضاى سياست خلفا آن بود كه ام‌ّالمؤمنين عايشه را بر همه مسلمانان از جمله ساير امّهات المؤمنين ، برترى بخشند ، و آن را به نيكوترين وجه نيز به انجام رساندند : و از بين همه صحابه و امّهات المؤمنين براى فتوا به او مراجعه مىكردند ، و ديگر برترىها كه در جلد اول گذشت . بدين خاطر ، براى چنين تفاخرى كه با سياست خلافت نظام يافته در تضاد بود ، چاره‌اى مىبايست ، كه چاره آن نيز ، انتشار و تبليغ اين‌گونه احاديث بود . چه ، پس از انتشار چنين احاديثى اگر ام‌ّالمؤمنين زينب به نزول آياتى در شأن خود مباهات مىكرد و مىگفت : مسلمانان هميشه آن را تلاوت مىكنند ، و اگر
هامش
( 1 ) - احزاب / 37 .