ديگر به كلى اختلاف دارد . چنان كه « ديدار » در مقطع ( ب ) را نيز ، هرگاه در كنار ظهور جبرئيل در مقطع ( د ) قرار دهيم .
نصّ مقطع ( الف ) را دانستههاى ما از سوره نجم تأييد مىكند . ولى آن به صورتى مستقل از ملاحظات محمد مشتق و گرفته شده است .
قرآن براى ما دو ديدار را بيان مىكند و گويد :
وَ النَّجْمِ إِذا هَوى * ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى * وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى * عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى * ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوى * وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى * ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى * فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى * فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى * ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى * أَ فَتُمارُونَهُ عَلى ما يَرى * وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى * عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى * عِنْدَها جَنَّةُ الْمَأْوى * إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ ما يَغْشى * ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى * لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى
« سوگند به آن ستاره چون پنهان شود * كه صاحب شما نه گمراه شده و نه كژراهه رفته است * و سخن از روى هوى نگويد * و اين سخن چيزى جز آنچه به دو وحى مىشود نباشد * آن فرشتهى بس نيرومند تعليمش داده است * صاحب نيرويى كه استيلا يافت * و ا و در كرانهى بالا بود * سپس نزديك و نزديكتر شد * به اندازه دو كمان يا كمتر * و [ خداوند ] آنچه را كه بايد به بندهى خود وحى كرد * آنچه كه آن دل ديد دروغ نبود * آيا با او دربارهى آنچه مى بيند مجادله مى كنيد ؟ * حال آنكه او را يك بار ديگر هم بديد * در نزد سدرة المنتهى * كه جنة المأوى نزديك آن است * آنگاه كه سدره را چيزى مى پوشانيد * آن چشم نه خطا كرد و نه طغيان * او براستى بخشى از آيات بزرگ