فروگرفتم . پس ، عقوبت من چگونه بود ؟ »
و پس از آن ، پايان كار تكذيبكنندگان را در آيات 45 تا 48 يادآور مىشود و سپس پيامبرش را مخاطب ساخته و از آن رو كه نذير و بيمدهنده است ، تسليت و دلداريش مىدهد و مىفرمايد :
فَالَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ * وَ الَّذِينَ سَعَوْا فِي آياتِنا مُعاجِزِينَ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَحِيمِ
« آنان كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردند . آمرزش و روزى گرانمايهاى خواهند داشت * و آنان كه مىكوشند تا آيات ما را رد كنند و ما را به عجز آورند ، آنها اهل جهنم باشند . »
و اين تسليت و دلدارى را در آيهى بعد ادامه مىدهد و مىفرمايد :
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى . . .
يعنى : هر پيامبرى هرگاه آرزو كرد و دوست داشت و كوشيد تا در دعوت خود پيروز و كامياب گردد
أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ
شيطان در راه خواست و آرزوى او به ايجاد شك و شبهه پرداخت و خداوند همه آن شبهات را نسخ و نابود مىكند - يعنى بدون اثر مىسازد - چنان كه در سورهى انبيا آيهى 18 فرموده :
بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ
« بلكه با حق بر باطل مىزنيم تا آن را در هم كوبد كه باطل نابود شونده است . »
بنابراين ، « تمنّى » و « امنية » پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) تمايل و اصرار و پافشارى آن حضرت براى هدايت مردم بود . و القاى شيطان در آن ، القاى شبهه و وسوسه در راه تمايل و خواست او بود . و نسخ خدا نيز ، بر طرف كردن اين شبهات و وسوسههاست كه با آن آيات خود را استوارى مىبخشد .
اين تفسير آيهى :
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ . . .
بود كه ما با توجه به جايگاه آن در سورهى حج و در كنار ديگر آياتى كه با هم وحدت موضوعى دارند ، آن را شرح و