تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
و رهطك منهم المخلصين - نازل گرديد ، رسول خدا بيرون آمد و بر بلنداى « صفا » رفت و فرياد زد : « يا صباحاه ! » پرسيدند : اين ندا كننده كيست ؟ گفتند : محمد ! همگى نزد او گرد آمدند و آنكه نمىتوانست بيايد نماينده فرستاد تا ببيند چه خبر است . ابولهب و قريش نيز آمدند . پيامبر فرمود : « بگوييد بدانم اگر من به شما خبر بدهم كه سوارانى در اين بيابان مىخواهند بر شما يورش ببرند و شما را غارت كنند ، آيا مرا تصديق مىكنيد ؟ » گفتند : آرى ، ما جز راستى از تو نديده‌ايم . فرمود : « من بيم دهنده شما از عذاب سخت هستم ! » ابولهب گفت : پس از اين مرگ بر تو باد ! كه اين آيه نازل شد :
تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ وَ تَبَّ
« 1 » و - در مسند احمد و صحيح مسلم و تفسير طبرى و سيوطى از ابوعثمان نهدى از « قبيضةبن مخارق و زهيربن عمرو » روايت كنند كه گفته‌اند : « هنگامى كه آيه
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
بر رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) نازل شد ، آن حضرت بر بلنداى صخره‌ى كوهى رفت و ندا كرد يا گفت : « اى فرزندان عبدمناف ! من بيم دهنده‌ام . مثال من و شما مثال مردى است كه دشمن را مشاهده كرده و به سوى خانواده‌اش رفته و فرياد « يا صباحاه » سر مىدهد . » « 2 » ز - در تفسير درالمنثور از « انس » روايت كند كه گفت : « هنگامى كه آيه‌ى
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
نازل شد ، رسول خدا گريست و سپس خانواده‌اش را گرد هم آورد و فرمود : « اى فرزندان عبدمناف ! خودتان را از آتش برهانيد . اى فرزندان عبدالمطلب ! خودتان را از آتش برهانيد . اى بنىهاشم ! خودتان را از آتش برهانيد . سپس رو به فاطمه كرد و فرمود : اى فاطمه دخت محمد ! خودت
هامش
( 1 ) - تفسيرسيوطى ، ج 5 ص 96 ؛ سنن ترمذى ، ج 12 ص 259 . ( 2 ) - مسند احمد ، ج 3 ص 476 و ج 5 ص 60 ؛ صحيح مسلم ، كتاب الايمان ، باب « و انذر عشيرتك الاقربين » ؛ تفسير سيوطى ، ج 5 ص 95 ؛ تفسير طبرى ، ج 19 ص 73 .