خدا ( صلى الله عليه و آله ) نازل گرديد مصادر موضوعات اسلامى در مكتب اهلالبيت مراجعه مىكنيم و چنين مىيابيم كه امام على ( عليه السلام ) در خطبهاى در نهجالبلاغه از آن خبر داده و مىفرمايد :
« خداوند پس از دوران شيرخوارگى بزرگترين فرشته از فرشتگانش را قرين و همراهش نمود تا در طول شبانه روز او را به راههاى بزرگوارى و خوىهاى ستودهى اين جهان رهنمون گردد . و من نيز همچون كودكِ دنبال مادر ، پيروىاش مىكردم . هر روز از خوى خود براى من نشانهاى بر افراشت و فرمانم مىداد كه از آن پيروى نمايم . او در هر سال مدتى را در غار « حراء » پناه مىگرفت و جز من كسى او را نمىديد . و در آن دوران هيچ خانوادهاى در اسلام جز رسول خدا و خديجه و من كه سومينشان بودم تشكيل نشده بود . نور وحى را مىديدم ، و بوى نبوت را استشمام مىكردم ، و نالهى شيطان را به هنگام نزول وحى بر او شنيدم و گفتم : يا رسول الله ! اين چه نالهاى است ؟ فرمود : اين شيطان است كه از پيروى شدنش نااميد شده است . تو آنچه را كه من مسشنوم و مىشنوى و آنچه را كه من مىبينم مىبينى ، جز آنكه تو نبى نيستى ، ولى تو وزيرى و تو بر مسير خيرى . »
و امام علىبن محمد الهادى فرموده : « رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) هنگامى كه كار تجارت به شام را رها كرد و هر چه را كه خداوند از راه اين تجارت روزىاش داده بود ، همه را صدقه داد ، هر روز صبح به سوى غار « حراء » بالا مىرفت و از بلنداى آن به آثار رحمتالهى و عجايب متنوع و شگففتيهاى حكيمانه آن مىنگريست ، و پهنهى آسمان و صحنه زمين و درياها و بيابانها و درهها را نظاره مىكرد و از اين همه آثار و آيات پند و عبرت مىگرفت و خدا را آنگونه كه بايد
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 336
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٣٣٦