تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
و - و نيز ، در تفسير خود از « مجاهد » روايت كند كه گفت : « آيه‌ى
وَ إِنْ كُنْتُمْ مَرْضى . . . *
درباره‌ى مردى از انصار نازل گرديد ؛ او كه بيمار بود و نمىتوانست برخيزد و وضو بگيرد و خادمى هم نداشت تا آب به او برساند ، نزد رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) آمد و داستان خود را بيان داشت و خداوند اين آيه را نازل فرمود . » « 1 » ز - و نيز ، در تفسير آيه‌ى تيمم از سوره‌ى مائده از « عطاء » روايت كند كه گفت : « در زمان رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) مردى كه دچار بيمارى « جذام » بود محتلم گرديد ، و چون غسلش دادند فوت كرد . رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) فرمود : او را كشتند ، خدا آنها را بكشد ! او را تلف كردند ، خدا آنها را تلف نمايد ! » « 2 » ح - در صحيح بخارى و صحيح مسلم و سنن ابىداوود و سنن نسائى و مسند طيالسى و مسند احمد و مسند ابىعوانه از « عبدالرحمان‌بن أبزى » از پدرش روايت كنند كه گفت : « مردى نزد عمر آمد و يادآور شد كه در سفر بوده و جنب شده و آب نيافته است . عمر گفت : در چنين حالى نماز مگزار . عمّار به او گفت : يا اميرالمؤمنين ! آيا به ياد نمىآورى هنگامى را كه در خاك غلتيدم و نماز گزاردم ، و چون نزد رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) آمديم و داستان را برايش بازگفتيم ، به تو فرمود : اما تو ! شايسته‌ات نبود كه نماز را رها كنى ! و اما تو اى عمّار ! شايسته تو هم نبود كه همچون جنبندگان در خاك غلت بزنى ! همين مقدار تورا بسنده است ، آنگاه دستانش را بر خاك زد و فرمود : اين‌گونه ! سپس آنها را فوت كرد و صورت و دستانش را تا مفصل مسح نمود - و تا ساعد در آن نيست . » « 3 »
هامش
( 1 ) - تفسير سيوطى ، ج 2 ص 166 . ( 2 ) - همان ، در تفسير آيه‌ى مذكور . ( 3 ) - مسند طيالسى ، حديث شماره‌ى 638 ؛ مسند احمد ، ج 4 ص 265 و 319 ؛ صحيح مسلم ، باب التيمم ، ج 1 ص 280 ؛ سنن نسائى ، ج 1 ص 165 و 166 ؛ سنن ابىداوود ، ج 1 ص 44 ؛ مسند ابىعوانه ، ج 1 ص 306 ؛ كنز العمال ، ج 5 ص 142 ح 2926 با اندكى تفاوت ؛ صحيح بخارى ، ج 1 ص 87 با اندكى احتلاف در عبارات .