به سوى شما روى آورده است . آگاه باشيد هر كس به خانهء ابوسفيان وارد شود ، ايمن خواهد بود !
در اين موقع هند ، همسر ابوسفيان از جاى برخاست و دست برد و موهاى او را به چنگ گرفت ، سپس بانگ برداشت : بكشيد اين خيك پر از پيه و گوشت را ! زشت باد پيشتاز از قبيلهاى چون تو !
ابوسفيان به گفتههاى رنش اعتنائى نكرده ، دوباره گفت : اين زن شما را نفريبد ، او با لشگرى به سوى شما مىآيد كه پايان ندارد ، هركس به خانهء ابوسفيان درآيد ، ايمن خواهد بود .
مردم فرياد زدند : خداى تو را بكشد ، خانهات چگونه كفايت جمعيت ما را خواهد نمود ؟
ابوسفيان افزود : هر كس در به روى خويش بربندد ايمن است ، هر كس به مسجد داخل گردد ، ايمن خواهد بود . مردم به سوى خانههاى خود و مسجدالحرام روانه شدند !
چندى نگذشت كه رسول اكرم - كه درود خدا بر او و خاندان پاكش باد - با سپاه متشكل خويش به مكه وارد شد و همچنان پيش رفت تا به خانهء كعبه رسيد . آنگاه در كنار در خانهء كعبه ايستاد . و سخنرانى مفصلى ايراد فرمود . در آخر گفتار خويش ، قريش را مخاطب قرار داده فرمود : فكر مىكنيد من دربارهء شما چه خواهم كرد ؟
گفتند : ما جز خوبى انتظارى نداريم ، تو برادرى بزرگوار و برادرزادهاى بزرگوار هستى .
فرمود : اذهبوا فانتم الطلقاء « برويد كه همگان آزاد شديد » « 1 » .
در چنين روزى ، اين گفتار جز تجلى بزرگوارى عميق و گذشت بزرگ ، چيز ديگرى نبود . پيامبر اكرم ، دشمنان درجهء اول خود را كه ساليان دراز او و يارانش را ناسزا گفته و شكنجه و آزار كرده و حتى كشته بودند ، و ساليان دراز
هامش
( 1 ) « سيرهء ابن هشام » 4 / 870 + « طبرى » 3 / 61 + « ابناثير » 2 / 170 + و با حذف جملهء آخر در « المغازى » 2 / 835 + « يعقوبى » 2 / 45 چ نجف + « فتوح » البلدان » / 55 چ مصر + « البدو و التاريخ » 5 / 3 .