تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
جنگ پس از جنگ آتش‌افروز است . من بر مرگ عتبه هرگز آرام نداشتم . و نه بر برادرم و نه بر عمويش شيبه و نه بر فرزندم حنظله . اكنون درد دل خويش را شفا بخشيدم ، و نذرم را ادا كردم . وحشى جوشش سينه‌ام را آرامش بخشيد . من در سراسر زندگى ، از وحشى سپاسگزار خواهم بود ! و تا آنگاه كه استخوانهايم در گور بپوسد ، و خاك شود * « 1 » . » يكى از بانوان بنىهاشم به نام هند دختر اثاثه بن عباد عبدالمطلب ، در پاسخ وى چنين سرود : « هم در جنگ بدر و هم پس از آن ، به منجلاب پستى غرق شده‌اى ، اى فرزند دنائت‌ها و كفرورزىهاى بزرگ ! خدا بر تو روزى را برساند كه ، با دست رساى بنىهاشم و با شمشيرهاى برانشان رو به رو شوى . حمزه شير غران ما بود ، و على باز تيز چنگ ، هنگامى كه عمو و پدرت خيال كشتار ما را در سر داشتند . گلوگاه ايشان را به خون آغشتند ! اين نذر شوم تو ، چه بد نذرى بود * * « 2 »
هامش
( 1 )نحن جزيناكم بيوم بدر * و الحرب بعد الحرب ذات سعرما كان عن عتبه لى من صبر * و لا أخى و عمه و بكرىشفيت نفسى و قضيت نذرى * شفيت وحشى غليل صدرىفشكر وحشى على عمرى * حتى ترم اعظمى فى قبر( 2 )خزيت فى بدر و بعد بدر * يا بنت وقاع عظيم الكفرصبحك الله غداه الفجر * ملها شميين الطوال الزهر بكل قطاع حسام يفرى * حمزه ليثى و على صقرى اذ رام شيب و أبوك غدر * فخصبا منه ضواحى النحرو نذرك السوء فشر نذر
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 22 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى