4 ابوسفيان در جنگ احد
الا لنا العزي و لا عزي لكم
« ما چون بت عزى خدائى داريم و شما عزى نداريد »
ابوسفيان
به دنبال عمليات تعرضى ابوسفيان ، و عزم تجار قريش براى بخشش مال ، همهء افراد براى جنگ با پيامبر خدا ( ص ) آماده شدند . ابوسفيان رياست و رهبرى سپاه را به عهده گرفت ، و هند همسر خود و عدهاى ديگر از زنان قريش را به همراه برد . در فاصلهء ميان مكه و مدينه ، هرگاه هند به « وحشى » ، غلام جبيربنمطعم برخورد مىكرد ، مىگفت ، هان اى وحشى ! كينههاى ديرينه و داغهاى دل مرا شفا بخش ، تا از رنج بندگى آسوده شوى !
بدينسان ابوسفيان و هند ، پدر و مادر معاويه ، جنگ عظيم و مرگبار و پر از حسرت احد را بر پا كردند ، و بسيارى از مجاهدان راستين و گروندگان كوشاى اسلام را به خاك و خون كشيدند . در روز جنگ ، ابوسفيان پرچمدار قريش را كه از طايفهء « بنىعبدالدار » بودند ، مخاطب قرار داده گفت : اى فرزندان عبدالدار شما در روز بدر پرچم جنگى ما را بدوش داشتيد ، و ما بدان همه بلا و مصيبت گرفتار آمديم ، مسئله پرچم جنگى آنقدر مهم است كه هر لشكر از آنجا با شكست يا پيروزى مواجه شود ، يا پرچم را محافظت كنيد ، و يا اينكه از آن