تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
هم به شام مىرفت . در سال دوم هجرت ، طبق رسوم هر سال ، كاروان بزرگ به رياست ابوسفيان پدر معاويه به شام رفته بود . هنگام بازگشت آن كاروان تجارى ، رسول اكرم در برابر اموال از دست رفتهء مسلمانان ، با گروهى در حدود سيصد نفر به سر راه قافله رفت . ابوسفيان چون اين خبر بشنيد ، از مكيان مكم خواست . سپس كوشيد كاروان را از راهى ديگر ، بدون خطر به منزل برساند . قريشيان ، براى كمك به ابوسفيان ، يك گروه هزار نفرى بسيج كرده به مقابل لشكر اسلام فرستادند . در نتيجه جنگ بزرگ « بدر » ، در سرزمين بدر بوجود آمد . كمك غيبى و جانبازى مجاهدان اسلام ، نبرد را به نفع جبههء اسلامى پايان داد . از جبههء مخالف ، در حدود هفتاد كشته بر جاى ماند ، و هفتاد نفر هم به اسارت درآمدند . از فرزندان عبدشمس و خاندان اموى ، هشت تن در اين جنگ كشته شدند كه در ميانشان حنظله ، فرزند ابوسفيان ، و عتبه و ربيعه ، پدر و عموى زنش هند ، و وليدبن‌عتبه ، دائى معاويه ، وجود داشتند . شش تن از حلفاء و هم‌پيمانان آنها نيز بقتل رسيدند . در ميان اسرا هم ، هفت تن از امويان بودند كه در شمارشان عمرو ، فرزند ديگر ابوسفيان ، قرار داشت « 1 » ابوسفيان در برابر اسارت فرزند ، يك تن از بزرگان انصار را ، كه براى حج عمره به سوى مكه رفته بود ، بدون هيچ بهانهء معقولى دستگير كرد ، و به حبس كشيد . در صورتى كه قريش ، قبل از اين رويداد ، هرگز به هيچ فرد حج‌گزار با عمره‌كننده‌اى متعرض نمىگشتند . از اين رو ، مسلمانان مجبور شدند كه اسير جنگى خويش را آزاد كنند « 2 » پس از جنگ بدر و از ميان رفتن سران درجهء اول قريش ، ابوسفيان رياست مطلق و آقائى انحصارى مكه را بدست آورد ، و رهبرى قريش را در جنگ و صلح به عهده گرفت . در اين حال بود كه وى نذر كرد كه سر خود را نشويد ، مگر اينكه به جنگ با پيامبر اسلام اقدام نمايد ! بعد از چندى ابوسفيان ، براى اداى نذر ناپندسند خويش ، با دويست تن سوار
هامش
( 1 ) « سيرهء ابن‌هشام » 2 / 364 - 355 + « انساب الاشراف » 1 / 301 . + « نسب قريش / 126 ( 2 ) « سيرهء ابن‌هشام » 2 / 295 .