سادهدل را به دست بگيرد كه ديگر امكان بازگشت افكار ، بسوى چشمهء زلال اسلام و قرآن نباشد ، و مردمان راه راست دريافت اسلام و قرآن را كه رجوع به اهل بيت پيامبر ( ص ) بعد از اوست ، نيابند ، در نتيجه او بتواند قلب شدهها و تحريفشدهها را به خوردشان بدهد ! ؟
طبرى مىنويسد : معاويه ، مغيره بن شعبه را به حكومت كوفه منصوب داشت . اما پيش از اينكه وى به صوب مركز حكومتى خويش عزيمت كند وى را به حضور طلبيد و به دو گفت : من مىخواستم سفارشات فراوان و وصاياى زيادى با تو در ميان گذارم كه به خاطر بينش و درك زياد تو از آن خوددارى مىكنم ، و عمل آن را به فهم خودت وا گذار مىنمايم ! اما هرگز سفارش به يك چيز را فراموش نمىكنم :
« تو در مرحلهء اول ، هرگز نكوهش و بدگوئى على را فراموش نكن ، و هميشه براى عثمان از خداوند رحمت بخواه ، و مغفرت طلب كن * « 1 » . در مرحلهء دوم ، از عيبجوئى اصحاب و ياران على و سختگيرى دربارهء ايشان به هيچ وجه روى گردان مباش ، و در مقابل دوستداران عثمان را به خود نزديك نما ، و بديشان مهربانى كن ! »
مغيره گفت : من امتحان خويش را دادهام ، و در اين زمينه تجربهها دارم ، قبل از تو براى ديگران مأموريتها انجام دادهام ، و كسى مرا نكوهش نكرده است ! تو نيز امتحان خواهى كرد ، حال يا مى پسندى و ستايش مىكنى ، و يا كار من برايت ناپسند جلوه مىكند ، و مرا مذمت خواهى كرد !
معاويه پاسخ داد : نه انشاء الله تو را ستايش خواهم كرد ؟ ! ! « 2 » .
مدائنى در كتاب « احداث » مىنويسد : معاويه پس از بدست آوردن خلافت ، فرمانى به همهء عمال و كارگزاران خويش نگاشت * * « 3 » و هر كس چيزى در فضل ابوتراب و خاندانش بازگويد ! ! حرمتى براى خون و مالاش نيست يعنى خونش هدر خواهد بود ! !
هامش
( 1 ) * مقصود معاويه اين است كه عثمان در مجالس عمومى : مجلس حكمران و بر فراز منبرها و خطبههاى نماز جمعه به نام نيك ياد شود ، و در مقابل از امام در آن شرايط بد گوئى شود ! !
( 2 ) « طبرى » 6 / 108 حوادث سال 51 هجرى + « ابن اثير » 3 / 202
( 3 ) * * ان برئت الذمه ممن روى شيئا من فضل ابىتراب و اهل بيته .