3 آزاد شدگان و خلافت يا قضاوت بزرگان دربارهء معاويه و خاندانش
هو و ابوه من رؤس الاحزاب
« معاويه و پدرش از رؤسا و رهبران جنگهاى ضد اسلام بودهاند . »
معاويه در دوران سلطنت و خلافت خويش ، بيش از پيش پرواز مىكند ، و تكبر و تبخترش اوج بيشترى مىگيرد ، او در اين روزها ديگر ، تنها بيادآورى مجد و بزرگيها قبيلهء خويش و نشر آن نمىانديشد ، كه مسائل مهم ديگرى هم در كنار اين مسئله ، ذهن او را به خود مشغول داشته است . او در اين ايام امپراطورى است كه براى تثبيت حكومت خويش ، كوششى پى گير دارد ، و اين خوستهء او چگونه ممكن است انجام گيرد كه در ميان مسلمانان صعصعه بن صوحان يار وفادار امام ، با شجاعت تمام در رويش مىگويد :
« تو و پدرت در همان گروه جنگى بوديد كه به سوى رسول خدا ( ص ) گسيل شدند ، و تو آزاد شدهاى فرزند آزادشدهء ديگر هستى كه پيامبر بر شما منت نهاد و آزاديتان بخشيد ! چگونه ممكن است خلافت براى يك آزاد شده و طليق صحيح باشد ! » « 1 »
هامش
( 1 ) مسعودى : « مروج الذهب » 3 / 50 چ السعاده سال 1377 .