گماشته بود از كميلبنزياد كه بر شهر هيت حكومت مىكرد ، در خواست كمك نمود . كميل هم با ششصد مرد جنگى با ياريش شتافت . جنگ در ميان دو طرف در گير شد . شاميان طبق معمول فرار را بر قرار ترجيح دادند ! و كشتههاى فراوان بر جاى نهادند .
كميل دستور داد : « مجروحين را بقتل نرسانيد . به دنبال فرارايان نشتابيد . »
در اين جنگ از افراد رزمندهء كميل ، تنها دو تن به قتل رسيدند . در حادثهء ديگرى ، يك تن از فرمانداران امام اميرالمؤمنين ( ع ) ، به دنبال يكى از گروههاى غارتگر و خرابكار معاويه تاخت . آنها تن به فرار دادند . او هم به دنبالشان از فرات عبور كرده و لشگر خويش را براى غارت نقاط مختلف شام ، به اطراف پراكند ، و تا نواحى « رقّه » پيش رفت ، و براى هواخواهان عثمان ، چهار پا و اسب و سلاحى باقى نگذاشت . معاويه لشگرى به سوى او فرستاد كه نتوانستند ، به دستش آوردند ، زيرا سالم به مركز خويش ، نصيبين * « 1 » ، بازگشته بود . اين فرمانده پس از رسيدن به محل حكومتش ، نامهاى به امام نگاشته و تمام اعمال و رفتار خويش را گزارش كرد .
از گزارش اين مرد چنين استنباط مىشود كه وى به هيچ وجه عمل خويش را نامشروع نمىشمرده است . زيرا عمل او تنها انتقام كوچكى از اعمال خشن و خلاف انسانى لشگريان غارتگر معاويه بشمار مىآمد ، و شايد در انتظار بود كه امام وى را تشويق كند ، و پاداشى بزرگ براى وى در نظر گيرد ! اما امام نه تنها او را تشويق نكرد ، بلكه در نامهاش فرمان داده بود كه از ادامه و تكرار اين گونه كارها خوددارى كند ، و تنها در صورتى مجاز است كه اموال دشمن را تصاحب نمايد كه جنگى برپا شده و دشمن دست به اسلحه برده باشد . آن هم بايستى
هامش
( 1 ) شهرى بزرگ و آبادان است بر كنار راه تجارتى موصل به شام . فاصلهء اين شهر تا به موصل شش روز است . ( معجم البلدان 5 / 289 - 288 )