را به قتل مرسان . اگر چه مجبور باشيد خود و افرادت پياده راه بپيمائيد ، هرگز چهارپايان مردم را به زور تصاحب منمائيد . در آبادىها و سر چشمهسارها ، هرگز بر صاحبان آب ، در استفاده پيشى نگيريد ! تنها بازمانده و اضافهء آب آنها را به مصرف برسانيد ، آن هم با رضايت خاطر ايشان . هرگز مسلمانى را دشنام مده و شماتت مكن كه در اين صورت لازم است كه ديگران تو را ادب كنند ! ؟ هرگز افراد اهل كتاب را كه با مسلمانان پيمان بستهاند ، مورد ظلم و ستم قرار مده . . . . »
در قسمت ديگرى از اين فرمان چنين آمده بود :
: جز آنجا كه حق به تو فرمان مىدهد ، خون كسى را مريز ، همانطور كه وظيفه دارى خون مردم را به خاطر حق پاسدارى و محافظت كنى « 1 » ! ! »
در كتاب « غارات » ، داستان جنگهاى دفاعى جاريه را اين چنين مىخوانيم : جاريه از كوفه خارج شده و ابتدا به بصره رفت . از آنجا كوچ كرد ، و راه حجاز در پيش گرفت ، و همچنان پيشروى نمود تا به يمن رسيد . در اين هنگام بسر از حركت جاريه مطلع گشت . لذا راه خود را كج كرده و به يمامه رفت . جاريه به سرعت خويش افزود ، و در هيچ شهر و قلعهاى فرود نيامد ، و در هيچ مكانى توقف نكرد . همه جا به دنبال بسر بود . و او در پيش از اين سوى به آن سوى مىگريخت ! تا اينكه از حدود قلمرو امام بيرون رفت . مردم هم كه اينك بسر را به حال فرار مىديدند ، در راه از هر گوشهاى به سوى او حمله مىكردند . همه به خاطر اينكه از او ظلم و ستم و سياهكارى و خشونت فراوان ديده بودند .
افرادى كه بسر در يورشهاى وحشيانهاش به قتل رسانيد ، تا سى هزار تن برشمردهاند ! او حتى گروهى را هم به آتش درانداخت ، و سوزانيد . يك شاعر عرب اين حوادث دردناك و خلاف انسانى را در ضمن اشعار خويش بيان داشته كه ما يك بيت آن را براى شما بازگو مىكنيم :
تا آنجا كه بسر لشگر خويش را پيش راند .
تا توانست كشتار كرد و به آتش كشيد « 2 » ! !
هامش
( 1 ) « يعقوبى » 2 / 143 ، چ بيروت .
( 2 ) « الاغانى » 17 / 72 - 51 ، در شرح حال يزيدبن مفرغ ، نسب اين مرد در « جمهره انساب العرب » / 409 .