غلافهاى شمشيرهايشان را شكسته سخت در مقابل غارتگران شامى به جنگ و دفاع پرداختند . در اثناى درگيرى ، پنجاه نفر از سرزمينهاى اطراف به كمك ايشان رسيدند . افراد جبههء اموى گمان بردند كه مددى است بزرگ كه براى دشمن رسيده . اين بود كه شبانگاهان فرار را بر قرار ترجيح دادند ، و به سر حدات شام گريختند « 1 » .
ب : سفيان بن عوف
اقتل كل من لقيته . . . و اخرب كل ما مررت به
« بكش هر كه را با تو رو به رو شود . . . ويران كن هر چه را بر او بگذرى . »
معاويه
فلو امرءاً مسلماً مات دون هذا أسفاً لم يكن عليه ملوماً بل كان به جديراً
« اگر مسلمانى از اين اندوه بميرد ، سزاوار است ، و بر او ملامتى نيست »
على ( ع )
دومين غارت و چپاول كه از ناحيهء سپاه شام ، در قلمرو علوى انجام شد ، به وسيلهء سفيانبنعوف ، رهبرى مىشد . سفيان فرزند عوف بن معقل ازدى غامدى ، مىباشد .
او در جنگها و فتوحات شام ، با ابوعبيدهجراح همراه بود . معاويه نيز ، بعدها فرماندهى جنگ و جهاد با روميان را به وى سپرد ، و او سرانجام در سرزمين روم سال 51 يا 52 هجرى از دنيا رفت . سفيان از طرف معاويه مأموريتهاى ديگرى نيز يافت كه از جملهء آنها حمله به سرزمينهاى اسلامى عراق مىباشد . اين حملات در سال 39 هجرى انجام گرفت . معاويه در ضمن وصايايى كه به وى در هنگام خروج از شام ، مىكرد گفته بود :
« با هر كس كه در طول سفر جنگى خود مصادف شدى ، و با تو همراه و همرأى نبود ، يعنى از علاقمندان خاندان اموى به شمار نمىآمد ، بىدرنگ به قتل برسان ! هر قريه و آبادى كه در راه از كنار آن عبور كردى ، ويران ساز ! اموال را غارت نما ؛ زيرا غارت اموال از نظر تخريبى بى شباهت به كشتار نيست ، حتى در پارهاى از موارد
هامش
( 1 ) « طبرى » 6 / 77 ، حوادث سال 39 + « ابناثير » 3 / 150 ، تفصيل بيشترى از حادثه در شرح النهج 1 / 213 - 212 + « ابنكثير » 7 / 319 و 324 .