هر چه مشهور باشد ، و هرچه مورد اعتماد ديگران ، در تحقيقات علامهء عسكرى نسنجيده و حساب شده مورد قبول قرار نمىگيرد . در مرحلهء اول اسناد مباحث و روايات تاريخى ، مورد پژوهش و ارزيابى واقع شده و در صورت لزوم تك تك راويان و ناقلان اخبار مورد مداقه قرار مىگيرند . سپس متن مورد بحث در يك بررسى تطبيقى به ساير روايات تاريخى عرضه شده صحيح از سقيم جدا مىگردد .
لازم به تذكر است كه پژوهشگران غربى معمولا و بيشتر ، متون را مورد توجه و دقت قرار مىدهند ، و سعى مىنمايند از متن صحت و سقم حوادث را ارزيابى كنند ، و كمتر توجهى به راويان مىنمايند . دانشمندان شرقى جديد كه در مكاتب اروپائى و غربى تحصيل كردهاند ، نيز اغلب بر همان راه اساتيد خويش مىروند ، و اگر كار دقيقى عرضه كنند ، بيرون از روش تحقيقات تاريخى اروپائى نيست . در برابر ، آن دسته از دانشمندان قديم شرق كه در رشته تاريخ تاليفى دارند ، بيشتر بر اعتبار مؤلف مىانديشند . لذا گاه خرافىترين مطالب را به عنوان اين كه يك دانشمند نامآور و معتبر نقل كرده است ، بازگو مىكنند .
اما حديث شناسان اسلام ، با مزج اين دو روش ، دقيقترى راه ممكن را انتخاب كردهاند . اينان پس از اين كه كاملا و دقيقاً راويان اخبار را مورد ملاحظه و دقت قرار مىدهند ، به بررسى متن خبر مىپردازند ، و آن را پرتو ساير ماخذ و مدارك مىسنجند ، و بالاخره پس از پايان اين بررسىها ، نظر نهائى خويش را اعلام مىدارند .
عمدهء كارهاى تحقيقى علامه عسكرى بر چنين منوالى هست ، و دقيقترين نظريات و آراء نوينى كه ايشان در باب حوادث و مسائل تاريخى اسلام ابراز مىدارند ، بر چنين اساسى مبتنى شده است . كسانى كه دو مجلد « عبدالله بن سبا » و كتاب « خمسون و مائه صحابى مختلق » را ديدهاند ، نظر ما را تصديق خواهند فرمود .
پرفسور جيمس ربسن استاد دانشگاه كلاسگو در نامهاى كه براى ايشان مىنويسد به همين حقيقت اشاره مىكند : « روش بحث شما در بررسى بعض مطالبى كه « سيف » « * » روايت كرده بسيار جالب است . بدين ترتيب كه اول روايتهاى سيف
هامش
( * ) تاريخ پردازى كه مورخين مشهور چون طبرى و ابن اثير و ابن خلدون از او نقل مىكنند .