اللهم انك حكم عدل فأشهد
خدايا ! تو گواه باش چون تويى دادگر و دادرس .
( حكيم )
جنگ دوم شروع مىگردد
طبرى مىگويد : جريان گرفتارى عثمانبنحنيف ؛ به گوش « حكيمبنجبله » كه « 1 » يكى از شيوخ ، و سرشناسان بصره بود رسيد ، با عدهاى از مردم بصره كه از قبيله عبدقيس و بكربنوايل ، بودند ؛ پيش عبداللهبنزبير رفت و از وى درخواست نمود ، تا مضمون صلحنامه را كه بر خلاف آن رفتار نموده و نقض كرده بودند ؛ به مورد اجرا بگذارد ، و طبق مفاد آن ، عثمانبنحنيف از گوشهء زندان به كاخ فرماندارى منتقل گردد ، و تا آمدن على ؛ حكومت بصره ، مانند گذشته در اختيار وى باشد .
حكيم جبله در پايان سخن ، اين جمله را نيز اضافه نمود ، كه عبدالله ! به خدا
هامش
( 1 ) حكيم بن جبله مرد صالح و متدينى بود از طايف عبد قيس و رئيس آنان نيز بود بنا به نقل بضى مورخين از صحابه رسول خدا هم محسوب مىگرديد . اسدالغابه 2 / 39 و 40 .