- پس در حكومت من چه ديديد ؛ كه راه مخالفت مىپيمائيد ، و خود را از اجتماع مسلمانان بر كنار مىسازيد ؟
- تنها چيزى كه ما را از تو رنجيده خاطر ، و به حكومت تو بدبين ساخته است ، مخالفت تو با روش خليفهء دوم ، عمربنخطاب مىباشد ، كه او در تقسيم بيتالمال ، سابقهء افراد و فضيلت آنان در نظر مىگرفت ، و بهر كسى به مناسبت موقعيت و مقامش سهمى مىداد اما تو ، همهء مسلمانان را مساوى قرار داده ، و امتياز ما را ناديده گرفتى ، در صورتى كه اين اموال و ثروتها ، با شمشيرهاى ما ، و در اثر فعاليتها و جانبازىهاى ما بدست آمده است ، چگونه سزا است ؛ آنان كه اسلام را به طور اجبار ، و از ترس شمشيرهاى ما پذيرفتهاند ، با ما يكسان و برابر باشند ؟
- اما مسئلهء مشورت و همفكرى با شما در امور خلافت ، من كه بخلافت علاقه و رغبتى نداشتم ، شما بوديد كه مرا به سوى آن خوانديد ، و با اجبار بر مسند خلافت نشانديد ، و من نيز از اختلاف و پاشيدگى مسلمانان ، بيم كردم ، اين مسئوليت را پذيرفتم ، وقتى هم اين مسئوليت را به عهده گرفتم ، به كتاب خدا ، قرآن ، و سنت و روش پيامبر اكرم ( ص ) مراجعه كردم ، و حكم هر موضوع و مسئله را از آنها ، به دست آوردم ؛ و نيازى به نظريه و مشورت شما نداشتم ؛ تا از فكر شما در امور خلافت استمداد كنم ؛ و همان قرآن و سنت ، مرا از استمداد كردن از ديگران مستغنى نمود ، آرى اگر روزى امر مهمى پيش بيايد ، كه حكم آن در قرآن و سنت پيدا نشود ، و خود را محتاج مشورت ببينم ؛ با شما مشورت خواهم نمود ! ! .
و اما مسئلهء تقسيم بيتالمال و مساواتى كه در ميان مسلمانان قرار دادم : اين نيز ، روش اختصاصى من نبود ، و من اولين كسى نيستم ، كه اين رفتار را پيش گرفته باشم ؛ من و شما در زمان رسول خدا ( ص ) بوديم ؛ و روش او را ديديم ، كه هميشه بيتالمال را به طور مساوى تقسيم مىنمود ، و كوچكترين امتيازى در اين باب بر كسى قائل نمىگرديد .
علاوه بر اين ، حكم اين مسئله ، در كتاب خدا نيز آمده است ، كه ما را ، به
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 39
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٣٩