مساوات و برابرى دعوت ، و امتيازات بىجا را لغو مىنمايد ، اين قرآن است كه در پيشروى شما است ، و دستوراتش هميشگى است ، و كوچكترين سخن باطل و ناروا بر آن راه نخواهد داشت .
و اما آنچه شما مىگوئيد كه : اين بيتالمال به وسيلهء شمشيرهاى شما بدست آمده و بايد بدين لحاظ امتيازى براى شما قائل گرديد ؛ در گذشته نيز كسانى بودند ، كه با جان و مال به اسلام يارى نمودند ، و غنائمى به دست آوردند ، با اين حال رسول خدا ( ص ) در تقسيم بيتالمال براى آنان نيز ، امتيازى قائل نگرديد ، سبقت در اسلام و فعاليت آنان باعث اين نبود ، كه سهم بيشترى بدست آرند ، آرى اين جانبازى و عمل شايستهء آنان ، حتماً در پيشگاه خداوند مورد نظر بوده ، و در روز جزا به پاداش عمل نيكشان خواهند رسيد ، خداى مىداند كه من نسبت به شما و ساير مسلمانان جز اين وظيفهاى بر خود نمىدانم ، خداوند همهء ما را به راه راست هدايت كند ، صبر و شكيبائى ، و مدد و يارى بر ما ببخشد ، خداوند رحمت كند بر كسى كه ، يار و پشتيبان حق باشد ، و از ظلم و ستم بپرهيزد ، و در برانداختن آن بكوشد « 1 » .
طبرى نيز ، در اين باره مىگويد : طلحه چون از هر نوع امتياز مأيوس گرديد ، اين مثل معروف را بر زبان راند كه : « بهرهء ما از اين كار به اندازهء بهرهاى است كه سگ ، از ليسيدن دماغش مىبرد » « 2 » آرى ما از خلافت على ؛ شكمى سير نكرديم ، و به مقامى نرسيديم .
طلحه و زبير پس از بيعت با على ( ع ) ، به انتظار رسيدن به مقام و مزايا ، چهار ماه در مدينه توقف نمودند ، و در اين مدت ؛ مراقب رفتار على ( ع ) ، و در انتظار تغيير روش او بودند ، ولى هيچگونه نرمش و انعطافى در وى احساس نكردند ؛ و هيچ تغييرى در روش او نديدند ، و بدين گونه از رسيدن به هر مقام و امتيازى نااميد ؛ و به كلى مأيوس گرديند ، و از طرف ديگر اطلاع يافتند كه : عايشه پرچم مخالفت با على را در مكه
هامش
( 1 ) شرح نهجالبلاغه ابنابىالحديد 7 / 39 - 41
( 2 ) ما لنا من هذا الامر الا كلحسه الكلب انفه ( طبرى 5 / 53 ) .