طبرى در اين مورد چنين مىنويسد : طلحه و زبير ، از على ( ع ) خواستند كه امارت كوفه و بصره را به آنان تفويض كند ؛ على ( ع ) در جوابشان فرمود : اگر شما در نزد من باشيد ، و به دستگاه خلافت رونق ، و سر و سامان بخشيد بهتر از اين است كه به نقاط دور برويد ، و از من جدا شويد ، زيرا من از فراق ، و دورى شما احساس تنهائى و ناراحتى مىكنم « 1 » .
آرى همانطور كه گفته شد ، على ( ع ) بدلخواه طلحه و زبير ، پست و مقامى در اختيارشان نگذاشت ، و آنان را در امر خلافت ، با خود ، شريك و سهيم ننمود ؛ و اين اولين عامل بود كه طلحه و زبير را به دستگاه خلافت بدبين ؛ و از حكومت رنجيدهخاطر ساخت ، كه در نتيجه به پيمانشكنى و بالاخره به وجود آمدن جنگ جمل منجر گرديد .
دومين عامل ، و انگيزهاى كه طلحه و زبير را به پيمانشكنى واداشت ؛ و سپس به ميدان جنگ سوقشان داد ، اين بود كه على ( ع ) بيتالمال را در ميان مسلمانان به طور مساوى تقسيم مىكرد ، و براى كسى خصوصيت و امتيازى قائل نبود ، حتى طلحه و زبير نيز از اين قانون مستثنى نبودند ، ولى اين روح تساوى طلبى و روش عادلانهء على ، براى آن دونفر قابل هضم و تحمل نبود ؛ تا آنجا كه بشدت و صراحت ، زبان به اعتراض گشودند ، و مخالفت خود را عليه رژيم مساوات آغاز نمودند .
ابنابىالحديد مىگويد : على ( ع ) بيتالمال را در ميان مسلمانان تقسيم كرد ، و براى هر يك از آنان سه دينار بخشيد ، و بر خلاف دوران خلافت عمر ، و عثمان ، على همهء مسلمانان را ار عرب و عجم برابر و يكسان قرار داد .
طلحه و زبير ، به عنوان اعتراض به روش مساوات على ، از اين تقسيم عادلانه تخلف ورزيدند ، و سهم خود را تحويل نگرفتند .
على ( ع ) آنان را به نزد خود خواند ، و گفت :
شما را به خدا مگر اين نبود كه شما به پيش من آمديد ، و از من خواستيد كه
هامش
( 1 ) طبرى 5 / 153 - تاريخ ابن كثير 7 / 127 - 128 .