بدين گونه نقشهء آنان نقش بر آب شد و تيرشان به سنگ خورد .
توقع بىجا و بىمورد طلحه و زبير را يعقوبى چنين آورده است كه :
طلحه و زبير نزد على ( ع ) آمدند و چنين گفتند :
يا على ! ما بعد از رسول خدا ، از هر پست و مقامى محروم گشته ، و هر يك به گوشهء انزوا قرار گرفتيم ، اينك كه خلافت به دست تو افتاده است ، انتظار داريم كه ما را در امر خلافت شريك و سهيم خود سازى ، و يكى از پستهاى حساس حكومت را در اختيار ما بگذارى !
على ( ع ) در جوابشان فرمود كه : از اين پيشنهاد صرفنظر كنيد ! زيرا چه مقامى بالاتر از اين مىخواهيد ، كه شما نيرو و قدرت من هستيد ، در شدايد و سختيها يار و پشتيبان من مىباشيد ، استحكام و پا برجا بودن اساس حكومت من ، در روش شما قرار گرفته است آيا مقامى بالاتر و بهتر از اين براى كسى از مسلمانان ممكن است ؟ ! « 1 »
بعضى از مورخين نقل مىكنند كه على استاندارى يمن را به طلحه و يمامه و بحرين را به زبير واگذار نمود ، وقتى خواست منشور استاندارى و عهدنامه را در اختيار آنان بگذارد گفتند : يا اميرالمؤمنين ! دربارهء ما صلهء رحم كردى ، و حق قوم و خويشى را ادا نمودى .
على ( ع ) فوراً عهدنامه را از آنان پس گرفت ، و گفت : من هرگز به عنوان صلهء رحم و ادا نمودن حق قوم و خويشى ، اختيارات مسلمانان را بر كسى واگذار نمىكنم .
طلحه و زبير از رفتار على ( ع ) به خشم آمدند ، و گفتند : يا على ! تو ديگران را بر ما مقدم مىدارى ، و ما را در برابر آنان خوار و زبون مىسازى .
على ( ع ) فرمود : شما نسبت به مقام و رياست ، بيش از حد علاقه نشان مىدهيد ، و از نظر من افراد حريص و رياست طلب ، هرگز شايستگى ندارند كه بر مسلمانان رياست كنند ، و اختيار آنان را بدست بگيرند « 2 » .
هامش
( 1 ) يعقوبى فصل بيعت على 126 .
( 2 ) رسول خدا ( ص ) نيز به افراد حريص و رياست طلب هيچ مقام ومنصبى محول نمىنمود صحيح بخارى 4 / 156 صحيح مسلم 5 / 6 .