تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
زمام خلافت را به دست بگيرم ، در صورتى كه من از پذيرفتن آن ابا و اكراه داشتم ؟ ! - آرى . - مگر شما بدون اجبار و اكراه و با اختيار خود با من بيعت ننموديد ، و امور خلافت و زعامت مسلمانان را بر من تسليم و واگذار نكرديد ؟ ! - آرى . - پس چه خلافكارى در من مشاهده نموده‌ايد كه راه اعتراض و مخالفت با من در پيش مىگيريد ؟ ! - يا على ! تو خود بهتر مىدانى كه ما نسبت به ساير مسلمانان ، دارى سابقه و فضيلت هستيم ، و ما با تو به اين اميد بيعت نموديم ؛ كه بدون مشورت ما ، به كرهاى مهم و امور مملكتى اقدام نخواهى كرد ، و در كارهاى مهم ما را مشاور خود قرار خواهى داد ، ولى حالا مىبينيم بدون مشورت ما به كارهاى مهم اقدام مىكنى و بدون اطلاع ما بيت‌المال را به طور مساوى تقسيم مىنمائى . - طلحه و زبير ! شما در كارهاى كوچك ، خورده‌گيرى مىكنيد و از مصالح و امور مهم چشم‌پوشى مىنمائيد ، و مصالح اجتماعى و سرنوشت امت اسلامى را فداى مصالح شخصى خود مىكنيد ، بسوى خدا توبه كنيد ! شايد خدا توبهء شما را بپذيريد ! طلحه و زبير ! به من بگوئيد كه آيا من شما را از حق مسلمتان محروم ساخته ، ظلم و ستمى بر شما روا داشته‌ام ؟ - معاذ الله كه از تو ستمى سر بزند . - آيا از اين ثروت و بيت‌المال ، قسمتى بر خود اختصاص داده‌ام ، و سهم بيشترى برداشته‌ام ؟ ! - نه . به خدا سوگند ، چنين عملى نيز ، از تو سر نزده است . - آيا براى فردى از مسلمانان ، پيش‌امدى نموده است ، كه من به حكم آن جاهل بوده‌ام ؛ و يا در اجراى حكم ضعف و سستى از خود نشان داده‌ام ؟ ! - نه به خدا سوگند .
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 38 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى