تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
افسانه را از همان « سيف‌بن‌عمر » گرفته و در كتابهاى خود ضبط نموده‌اند . و از تاريخ نويسان بعدى تا امروز هر كس اين داستان را آورده مستقيماً از طبرى گرفته و طبرى هم آن را از همان يك راوى دروغگو و افسانه‌ساز نقل نموده است . و ما ، در كتاب « عبدالله‌سبا » از روى اين حقيقت پرده برداشته و تفصيل جريان را در آنجا وارد ساخته‌ايم و . نشان داده‌ايم كه چگونه تاريخ نويسان بعدى ، در نقل اين افسانه تنها به نقل طبرى استناد نموده و او را تكيه‌گاه خويش قرار داده‌اند و در اينجا براى نمونه به دو نفر از مورخين و نويسندگان گذشته و امروز اشاره مىكنيم : 1 - در ميان تاريخ نويسان گذشته بايد از « ابن‌خلدون » متفكر و تاريخ دان بزرگ اسم ببريم ، او دركتاب « المبتدا و الخبر » پس از آنكه جريان كشته شدن « عثمان » و جنگ جمل را مىنويسد چند بخش از اين داستان و افسانه‌را نقل مىكند در صفحهء « 425 » « جلد 2 » مىگويد : « اين بود داستان جنگ جمل كه ما به طور اختصار از تاريخ طبرى نقل نموديم و چون نسبت به اين كتاب وثوق و اطمينان داريم در نقل اين تاريخ نيز تنها به آن كتاب اكتفا نموده و از آن نقل كرديم » و در صفحهء ( 247 ) همين كتاب نيز مىگويد : « من همهء اين حوادث تاريخى را كه در كتاب خود نقل نموده‌ام تنها از تاريخ كبير « محمدبن جريرطبرى » انتخاب نموده و به طور خلاصه در كتابم وارد كرده‌ام زيرا در ميان كتب تاريخ كتاب او را محكمتر از كتب ديگر يافتم و در نقل خود تنها بر آن اعتماد و اطمينان نمودم چون در اين كتاب شبهه و انتقاد و طعن و ايراد بر بزرگان اصحاب پيامبر ( ص ) و بر عدول و نيكان صحابه كمتر به عمل آمده است ! ! » . 2 - و اما از مورخين امروز بايد از « سعيد افغانى » نام ببريم كه او در كتاب خود « عايشه و السياسه » درفصلهاى مختلفى تحت عنوان « اجتماع عثمان و تتابع الحوادث » در صفحه 32 - 35 و در فصل « ابن‌سباء البطل الخفى المخيف » صفحه 48 - 52 - و « الاشراف على الصلح » صفحه 145 - 147 و « المؤامرهء و الدسيسهء » صفحه 155 - 185 قسمتهائى از داستان دروغين « عبدالله بن سبا » و پيروانش را آورده است و مدرك
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 276 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى