حركت مىنمود تا اين پرچم زيروح در اهتزاز بود يعنى اعتدال خود را حفظ كرده و پا بر جا بود سپاهيان عايشه تمام شكستها را جبران مىكردند و مانند كوه محكم در مقابل لشكر على ( ع ) استقامت مىورزيدند كنارهگيرى و استعفاى « زبير » فرمانده نيرومند لشكر در دل لشكريان اثرى از خود باقى نگذاشت ، كشته شدن « طلحه » و سقوط « عبدالله » پسر زبير و فرمانده ديگر لشكر كوچكترين عكسالعملى در روحيهء سپاهيان عايشه ايجاد ننمود . اما وقتى كه شتر عايشه پى گرديد و به روى زمين افتاد بر لشكر وى هزيمت و شكست عظيمى وارد آمد بطورى كه لشكريان متفرق گرديده و پا به فرار نهادند .
خوانند . ارجمند ! ين بود شخصيت سياسى و اجتماعى عايشه ، نبوغ فكرى و استعداد عجيب و صحنهسازىها و مغالطهكاريهاى عايشه ، اين بود قيافهء واقعى عايشه و مشخصات روحى ، اوصاف و اخلاق وى كه در فصلهاى گذشته دربارهء همهء آنها مطالبى بازگو گرديد ولى . . .
ولى ناگفته نمانت كه عايشه با اين شخصيت فوقالعاده و عجيبش در دوران زندگيش يك نقطهء ضعف خودباختگى از خود نشان داد ، چه او به زودى تحتتأثير سخنان افسونگرانهء عبداللهبنزبير قرار گرفت و فريب او را خورد كه در فصلهاى آينده داستان آن را خواهيد خواند .
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 260
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٢٦٠