تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
ميانشان كسى را براى خلافت انتخاب كنند ، ولى كسانى كه در قتل عثمان شركت داشتند بايد در مجلس شورا ، حضور يابند و رأى آنان در تعيين خليفه پذيرفته نخواهد بود گرچه از اعضاى شوراى عمر بوده باشند « 1 » . عايشه در اين گفتار اول بيعت و خلافت على را فسخ نمود سپس خلافت را به اعضاى شورا محول كرد و على را از حضور در مجلس شورا نيز ممنوع ساخت و گفت كسانى كه در خون عثمان شركت داشتند نبايد در موضوع خلافت دخالت كنند و به مجلس شورا راه يابند گرچه از اعضاى ششگانه شوراى عمر بوده باشند . اگر گفتار عايشه را تجزيه و تحليل كنيم و آن را به صورت فرمول بياوريم خلاصه آن مساوى با اين خواهد بود كه : « جز طلحه و زبير هيچ كس حق مخالفت ندارد و بايد تنها يكى از آن دو نفر بخلافت انتخاب شوند » . زيرا ما مىدانيم كه آن روز از اعضاى ششگانه شورا ، عثمان و عبدالرحمن در قيد حيات نبودند على نيز از نظر عايشه متهم به قتل عثمان بود حق خلافت و دخالت در امر شورا و حتى حق رأى و اظهار نظر نيز نداشت ، نفر چهارم كه سعد مىباشد براى عايشه بسيار سهل و آسان بود كه در صورت لزوم او را نيز متهم سازد و از حريم و دايرهء شورا و تعيين خليفه طرد نمايد و ميدان را تنها براى دو تن ديگر از اعضاى ششگانهء شورا كه طلحه و زبير بودند خالى بگذارد ، چون اين دو نفر به نظر عايشه از خون عثمان برى بوده و در قتل وى هيچگونه شركت نداشتند و از هر جهت براى خلافت و شورا داراى شرايط بودند . از اين تجزيه و تحليل تاريخى چنين به دست مىآيد كه عايشه در اين قسمت از گفتارش ، مىخواست با زيركى و تردستى مخصوص به خود ، موضوع خلافت را منحصراً و در بست در اختيار طلحه و زبير بگذارد و در واقع هدف وى از كشتن عثمان و برافراشتن پرچم مخالفت با على و بر كنار ساختن وى از خلافت همين بوده است !
هامش
( 1 ) منظور على تنها على بوده است زيرا به نظر وى جز على كسى از اعضاى ششگانه شورا در قتل عثمان شركت نداشت .