تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
عايشه در جواب ام‌سلمه گفت : ام‌سلمه ! چه نيكو سفرى در پيش دارم ؟ ازيرا من در اين سفر ميان دو گروه از مسلمانان زا كه اختلافات شديدى ميانشان حكومت مىكند اصلاح خواهم كرد دشمنى و نفاقشان را به صميميت و برادر تبديل خواهم نمود و از اين راه رضايت پروردگارم را جلب خواهم كرد « لنعم المطلع اصلحت بين فئتين متناجزتين » در اينجا عايشه با صحنه‌سازى و با قدرت خطابى خود از راه جدل و مغالطه ، ام‌سلمه را جواب گفت ، گناه و فساد را با رنگ اصلاح و جلب رضاى پروردگار رنگ‌آميزى نمود ، ايجاد عداوت و توليد اختلاف را به صورت رفع اختلاف و ايجاد اتحاد وبرادرى جلوه‌گر ساخت . ولى جاى اين سؤال باقى است كه اگر عايشه در خانهء خود مىنشست و از مكه به جنگ على حركت نمىكرد عداوت و دشمنى در ميان دو گروه مسلمانان كجا بود ؟ ! دو گروه متناجز و مخالفى كه عايشه بنا به اظهار خود مىخواست در ميان آنان صلحى ايجاد كند كدام بودند ؟ ! قبل از قيام عايشه و آمدن وى به بصره از اين‌گونه اختلافات و دو دستگى خبرى نبود . اى كاش كه وى براى اصلاح در ميان مسلمانان از مك بسوى بصره حركت نمىكرد ، و اين همه جنگ و خونريزى و برادركشى را در ميان مسلمانان به راه نمىانداخت . 2 - يكى ديگر از سخنرانيها و خطابه‌هاى عايشه همان خطابه معروفى است كه در « مربد » ايراد نمود ؛ آنگاه كه طلحه و زبير در مقابل مردم بصره سخنرانى مىنمودند ولى مردم به گفتار آنان گوش فرا نمىدادند و زبان به اعتراض مىگشودند و سر و صدا به راه مىانداختند به طوريكه طلحه و زبير نتوانستند سر و صداى مردم را خاموش سازند در اينجا بود كه عايشه قدم به پيش نهاده سخنرانى گرم و آتشينى ايراد نمود و با همان خطابه ، مردم را ساكت و آرام و هياهويشان را خاموش ساخت ، عايشه در آنجا چنين سخن راند : « مردم بصره ! درست است كه عثمان گنهكار بود ، و لغزشهايى از وى سر زد ولى ما به وى تذكر داديم او نيز سخن ما را پذيرفت از گناهانش توبه نمود و از راهى كه