و در هر حادثه و پيشآمدى ، اثر انگشت و يا رد پاى تو نمايان است حتى قتل عثمان نيز با اشاره و امر تو انجام گرفت ! !
5 - قبل از شروع جنگ عبدالله بن حكيم نامهيى به طلحه ارائه داد و گفت : طلحه ! آيا اين نامه از تو نبود ؟ طلحه گفت چرا ؟ اين نامه از طرف ماست ، عبدالله گفت : متعجبم از اين كه ديروز طبق همين نامهها ، ما را دعوت مىكرديد كه عليه عثمان قيام كنيم و او را به قتل برسانيم و يا از خلافت بر كنارش سازيم ولى ما اين دعوت را از شما نپذيرفتيم جواب مثبت و مساعدى نداديم ، تا خود شما دست به هم داديد و او را كشتيد امروز نيز براى خونخواهى وى بسوى ما آمدهايد و خون او را از ما مردم بيگناه و بىخبر از همه جا مطالبه مىكنيد ! !
6 - پس از خروج لشكر عايشه از مكه سعيدبنعاص كه از خاندان بنىاميه و از عموزادگان عثمان بود خطاب به مروان گفت : مروان ! كجا مىرويد ؟ و خون عثمان را از چه كسى مطالبه مىكنيد ؟ اينك خون عثمان در پشت شترهاى لشكر شما است اگر واقعاً هدف شما خونخواهى است همان ياران خود را بكشيد و به خانهء خويش برگرديد .
و منظور سعيد اين بود كه طلحه و زبير و عايشه قاتلان عثمان هستند كه در لشكر و در پشت شترها به طرف بصره در حركتند ، و همين شركت طلحه و زبير در خون عثمان سبب گرديد كه در جنگ جمل ، وقتى دو لشكر به هم در آميختند و فرصت بدست مروان افتاد به سوى طلحه تيراندازى نمود و او را به قتل رسانيد .
اينها دلايل محكم و شواهد روشنى است كه على ( ع ) را كاملا از خون عثمان تبرئه مىكند و دخالت عايشه ، طلحه و زبير را در خون عثمان براى همگان ثابت و آشكار مىسازد ، ولى با اين وصف عايشه با تردستى و زيركى خاصى ، خود و همراهان را از خون عثمان تبرئه نمود ، و از طرفداران و خونخوهان عثمان نشان داد و افراد بىگناه مخصوصاً على ( ع ) را كه اصلا در قتل عثمان شركت و دخالت نداشت به قتل وى متهم نمود و او را قاتل عثمان قلمداد كرد سپس به عنوان خونخواهى عثمان لشكر
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 244
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٢٤٤