بدون اكره و اجبار ، بر آنچه ايمان نداشتيد تظاهر نموديد و راه نفاق و دو روئى پيموديد ، و اما تقيه كه شما پيش مىكشيد به خدا سوگند جز بهانهاى پوچ چيز ديگرى نيست زيرا ديگران كه از شما ضعيفتر و موقعيت و نيروى آنان از شما كمتر بود و بر ترس و تقيه از شما سزاوارتر بودند هيچگاه سخن از تقيه نمىزنند و بيعت خود را بر ترس و تقيه مبتنى نمىدانند .
شما دو تن اگر از روز اول با من بيعت نمىكرديد و پيمان نمىبستيد براى شما بهتر و نيكوتر از اين بود كه پس از بيعت پيمان خود را بشكنيد و بيعت خود را بر هم بزنيد .
بهانهء شما بر اين پيمان شكنى و دستآويز شما بر اين جنگ و خونريزى ، اين است كه : مرا به قتل عثمان متهم مىسازيد و خود را مبرا و بيگناه مىدانيد .
براى روشن شدن حقيقت چه بهتر كه از كسانى كه از من و از شما كناره گرفتهاند سؤال شود و از كسانى كه نه از من و نه از شما جانبدارى مىكنند تحقيق گردد هر كسى را آنان قاتل عثمان معرفى كردند و هر اندازه در خون او شريك و سهيم دانستند او به اندازهء جرمش محكوم و به مقدار تعدى و تعرضش مجازات گردد .
پس اى طلحه ! و اى زبير ! اى دو مرد كهنسال ! از اين انديشهء فاسد و از اين تصميم خطرناك برگرديد ! و از اين ماجراجوئيها و بهانهساريها دست برداريد ! و از جنگ و خونريزى بپرهيزيد !
طلحه ! زبير ! شما امروز تنها از عار و ننگ مىترسيد ، ولى اگر از گفتهء من پند نگيريد ، فرداى قيامت عار و ننگ توأم با آتش سوزان جهنم دامنگير شما خواهد گرديد « 1 » .
پيامى به زبير !
اميرمؤمنان ( ع ) علاوه بر نامهاى كه به طلحه و زبير نوشت پسر عموى خود
هامش
( 1 ) شرح نهجالبلاغه ابنابىالحديد 3 / 122 الامامه و السياسه 65 ط مصطفى محمد ترجم تاريخ ابناعثم 173 .