تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
ابن‌عباس ! به على بگو ! كه در ميان ما و شما مسائلى چند مطرح و مورد اختلاف است . ما خون عثمان را از تو مىطلبيم ، ما مىخواهيم : تو نيز مانند خليفه دوم خلافت را به شورا محول كنى و خود را به كنار كشى ، ما مىگوئيم : دو نفر از اعضاى شورا كه خليفهء دوم معين كرده بود ( طلحه و زبير ) با هم نظر موافق دارند ، ولى تو تنها بوده ، و در اقليت هستى ، رأى اكثر مسلمانان و نظر نيكوى مادر مؤمنان « عايشه » نيز به نفع اين دو نفر است به اين دلايل است كه تو در خلافت كوچكترين حق و بهره‌اى ندارى « 1 » . ابن‌عباس آن مرد دانشمند و نكته‌سنج چنين اظهار مىدارد كه : من با دريافت اين جواب از عبدالله‌بن‌طبير فهميدم كه اينها نظر صلح ندارند و هدفى جز جنگ و خونريزى را تعقيب نمىنمايند ، از آنجا پيش على برگشتم و جريان را به وى ابلاغ نمودم .

پيغام عايشه

على بار دوم عبدالله‌بن‌عباس را پيش خود خواند ، و او را به همراهى زيدبن‌صوحان به نزد عايشه اعزام نمود و به آنان دستور داد كه : پيش عايشه برويد و بگوئيد كه : عايشه ! فرمان پروردگارت بر تو اين است كه تا دم مرگ در خانهء خود باشى ، و از خانه‌ات بيرون نروى ، ولى چه كنم ؟ كه عده‌اى تو را فريب داده و از خانه‌ات بدر كرده‌اند و براى پيشرفت كارشان ، براى رسيدن بهدف و مقصودشان ، تو را با خود همصدا و هماهنگ ساخته‌اند ، و عده‌اى از مسلمانان در اثر هماهنگى و هم‌كارى تو با
هامش
( 1 ) اين پاسخ را ابن‌عبدربه در عقدالفريد 4 / 314 به خود زبير نسبت داده است ولى ابن‌ابىالحديد در شرح نهج‌البلاغه 2 / 169 و ابن‌عساكر در تاريخ دمشق 5 / 263 اين جواب را بعبدالله فرزند زبير سبت داده‌اند و از لحن پاسخ استفاده مىشود كه گفتار عبدالله باشد نه گفتار زبير .