طلحه و زبير موقتاً از مقام پيشنمازى بر كنار باشند و به جاى آنان فرزندانشان به نوبت براى مردم پيشنمازى كنند ، روزى محمد فرزند طلحه با مردم نماز بخواند ، و روز ديگر عبدالله فرزند زبير .
ولى ابنابىالحديد دانشمند معتزلى مىگويد : عايشه براى رفع اختلاف طلحه و زبير دستور داد كه : عبدالله فرزند زبير ، موقتاً با مردم نماز بخواند ، تا پس از پيروزى نهائى عايشه آخرين تصميم خود را اظهار كند و يكى از آن دو نفر را به خلافت و پيشوائى دائمى انتخاب و معين نمايد .
يك اختلاف ديگر :
باز اختلاف ديگرى در ميان طلحه و زبير ، در اين باره پديدار گرديد كه : مردم كدام يك از آن دو را امير خطاب كنند و به عنوان و لقب اميرى بر وى سلام نمايند .
ابومخنف در اين مورد چنين مىگويد : و اما در موضوع سلام كردن بر طلحه و زبير كه چگونه بوده است ، تاريخ نويسان با اختلاف سخن گفتهاند ، بعضى از مورخين مىگويند : چون عايشه زبير را امير جنگ و فرماندهء لشكر قرار داده بود تنها او را امير خطاب مىنمودند و مىگفتند : السلام عليك ايها الامير .
ولى عدهء ديگرى از مورخين مىنويسند كه : هر يك از طلحه و زبير را امير خطاب مىنمودند و در مقام سلام گفتن بهر يك از آنان اين لقب را به كار مىبردند « 1 » .
هامش
( 1 ) هم اين مطالب از ابومخنف بود كه از شرح نهجالبلاغه ابنابىالحديد 2 / 497 - 501 نقل گرديد .