و بالاخره او نيز تحتتأثير گفتار و اصرار آنان قرار گرفت و با آنان بيعت نمود و وعدهء همكارى و پشتيبانى داد .
خاندان « عمرو » و خاندان « حنظله » ، كه وتيرهء بزرگ از قبيلهء تميم بودند از هلالبنوكيع تميمى ، كه سرشناس و رئيسشان بود پيروى كرده و به طلحه و زبير بيعت نمودند .
از قبيلهء تميم تنها خاندان « يربوع » كه از علاقهمندان اميرالمؤمنين ( ع ) و از شيعيان خالص و با وفاى او بودند از بيعت آنان سرپيچى نمودند و همچنين خاندان « دارم » كه تيرهء ديگرى از بنىتميم بودند خود را به كنار كشيدند . بدين ترتيب طلحه و زبير ، بيشتر قبايل بصره را بسوى خود جلب نموده ، و از پشتيبانى و حمايت آنان برخوردار شدند .
جنگ دوم شروع ميگردد :
چون سران لشكر عايشه خود را از هر جهت قوى و نيرومند ديدند ، در يك شب تاريك كه سرماى شديد توأم با باد سخت و بارندگى حكمفرما بود سلاح خود را در لباسها پنهان نمودند و بسوى مسجد جامع حركت كردند درست در موقع نماز صبح وارد مسجد شدند .
در آن هنگام كه عثمانبنحنيف در محراب قرار گرفته بود ، و مىخواست نماز صبح را با مردم شروع كند ، ياران طلحه و زبير پيش آمده و او را از محراب بيرون كشيدند و زبير را بجاى وى قرار دادند . در آنموقع نگهبانان بيتالمال از وضع مسجد با اطلاع شده ، و به يارى عثمانبنحنيف شتافتند ؛ و زبير را از محراب بيرون كشيده عثمانبنحنيف را در جاى وى قرار دادند ياران زبير نيز به يارى وى برخاستند و دومين بار عثمان را كنار زدند و زبير را بجاى او نشاندند باز نگهبانان كوشش و فعاليت نمودند زبير را به عقب رانده و عثمان را بسوى محراب كشيدند .
اين نزاع و كشمكش ، و اين تغيير و تبديل امام جماعت ، به قدرى طول كشيد