اين عهد و پيمانى است كه عثمانبنحنيف و ياران وى ، با طلحه و زبير و هوادارانشان منعقد مىسازند و هر دو طرف خود را ملزم و موظف مىدانند بر طبق اين صلحنامه رفتار كنند و مواد آن را محترم شمرده و به مورد اجرا بگذارند :
1 - كسى از طرفين حق تعرض بر ديگرى ندارد ، و نمىتواند وسيلهء سلب آسايش و ناراحتى ديگرى را فراهم سازد .
2 - طرفين حق دارند به طور آزاد از مزاياى طبيعى و اجتماعى ، بهرهمند گردند و همه بطور يكسان و بدون مزاحمت ديگرى مىتوانند از رودخانهها ، مراتع عمومى ، معابر و راهها و از بازار مسلمانان استفاده كنند ، و احتياج و نيازمنديهاى خود را بر طرف سازند .
3 - انتظامات و رياست شهر ، كاخ فرماندارى ، امور مسجد و پيشنمازى ، و اختيارات بيتالمال ، كما فى السابق همه در دست عثمانبنحنيف باشد .
4 - طلحه و زبير و يارانشان ، در بصره آزادى مسكن دارند كه هر نقطهء بىمانع را مىتوانند اردوگاه خويش قرار دهند ، و مىتوانند در هر نقطهاى از شهر كه بخواهند آزادانه زندگى كنند .
5 - اين عهدنامه و پيمان ، از اين تاريخ تا ورود على به بصره قابل دوام و داراى اعتبار و لازمالاجرا است ، و پس از ورود على طلحه و زبير آزادند كه در بيعت سابق خود نسبت به على وفادار بمانند و يا هر يك از جنگ و صلح را انتخاب نمايند .
و در آخر صلحنامه اين جمله را نيز اضافه نمودند كه : طرفين در عمل نمودن بر موارد اين صلحنامه مانند پيمان پيامبران با خداونت پيمان و ميثاق مىبندند و بدين وسيله پيمانشان را تشديد كرده و محكمتر مىسازند « على الفريقين بما كتبوا عهد الله و ميثاقه » .
صلحنامه به امضاى طرفين رسيد ، و صلح و آرامش بر قرار گرديد ؛ عثمانبنحنيف با لشكر خود از « دارالرزق » كه جنگ و سپس صلح در آنجا به وجود آمده بود به سوى شهر و دارالاماره برگشت ، و به ياران خود دستور داد كه : سلاحها را كنار بگذارند و به خانه و كاشانهء خود برگردند و به استراحت و معالجهء زخميها بپردازند .
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 120
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٢٠