زبير را به پيش خود خواند و گفت : زبير ! اينها كسانى هستند كه بر روى تو شمشير كشيده و از عثمانبنحنيف و بيتالمال دفاع نمودهاند ، اينك قتل آنان را بعهدهء تو ميگذارم تو بايد سر اينان را از تن جدا ساخته و از دم شمشير بگذرانى .
ابومخنف مىگويد : زبير با دريافت اين فرمان با يارى فرزندش عبدالله همهء آنان را مانند گوسفندان سر بريد و تن بىجانشان را در كنار هم قرار داد ! !
او مىگويد : از نگهبانان بيتالمال علاوه بر اين هفتاد تن كه به يارى عثمان آمده و در مسجد گرفتار شده بودند ، عدهاى نيز براى حفاظت بيتالمال در آنجا مانده و از بيتالمال دفاع مىكردند و از تحويلدادن آن به طلحه و زبير خوددارى مىورزيدند ، زبير شبانه بر آنان تاخت و متفرقشان ساخت ، و بيتالمال را به تصرف خود درآورد و پنجاه تن از آنان را دستگير نمودو در مقابل چشم مردم بىرحمانه گردن زد و جسد بىجانشان را در كنار آن هفتاد نفر ديگر قرار داد .
ابومخنف چنين مىنگارد كه : بنا بر گفتهء « صقعببنزهير » ، تعداد نگهبانانى كه آن روز به قتل رسيدند به چهار صد نفر مىرسيد .
وى اضافه مىكند : اولين عذر و حيلهاى كه در اسلام به وقوع پيوست ، همان مكر بود كه به وسيلهء طلحه و زبير نسبت به عثمانبنحنيف انجام گرفت ! و در اسلام اولين دسته از مسلمانان را كه بىدفاع دست بسته مظلومانه و در مقابل چشم مردم با وضع دلخراشى گردن زدند همان نگهبانان بيتالمال بصره بود .
اين بود سرگذشت نگهبانان بيتالمال .
باز ابومخنف نقل مىكند كه : لشكر طلحه و زبير ، پس از آنكه نگهبانان بيتالمال را متفرق كرده و يا دستگير ساختند وارد مركز بيتالمال گرديدند ، وقتى چشمشان به طلا نقره و ثروتهاى فراوان بيتالمال و مسلمانان افتاد زبير از راه سرور و شادى اين آيه را ( كه مربوط است به غنائم جنگى كه از كفار به دست مسلمانان مىآمد ) تلاوت نمود : خداوند به شما وعده حتمى داده بود كه غنيمتهاى فروان و ثروتهاى كلان نصيبشان كند ، خدا زودتر به وعدهء خود وفا نمود اينك ثروتهاى
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 126
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٢٦