تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
بيعت به دست وى نهاديد و امروز بيعت خود را شكستيد و به مخالفت وى به پا خاستيد ؟ ! و از همه بدتر اينكه آمده‌ايد تا در شهر ما فتنه و آشوب برپا كنيد و ما را نيز در اين فتنه شريك خود سازيد . طلحه - عبدالله ! بيعت من با على از روى رضا و رغبت نبود ، على پس از بيعت مردم با وى مرا نيز بر بيعت خود دعوت نمود ! و من هم به حكم اجبار دعوت او را پذيرفته دست بيعت به دست وى نهادم و اگر دعوت او را نمىپذيرفتم همانطور كه از خلافت محروم و بىنصيب گرديده بودم جان خود را نيز از دست ميدادم زيرا مردم بر من مىشوريدند و نابودم ميساختند . ابومخنف مىگويد : جريان روز اول بدين‌گونه پايان پذيرفت ؛ و فرداى آن روز ، دو لشكر دوباره آمادهءجنگ گرديده و در مقابل هم صف‌آرائى نمودند . در اينجا عثمان‌بن‌حنيف با عده‌اى از يارانش به نزد طلحه و زبير رفت ، و با زبان نرم و ملايم پند و اندرزشان داد و آنان را از عواقب وخيم اختلاف و پيمان‌شكنى بر حذر داشت . ولى طلحه و زبير ، بدون اينكه از گفتهء وى پندى بگيرد صريحاً گفتند : كه اى فرزند حنيف ، ما براى خونخواهى عثمان باين‌جا آمده‌ايم تا انتقام او را نگيريم دست بردار نخواهيم بود . عثمان بن‌حنيف گفت : شما را با خون عثمان چه كار ؟ ! فرزندان و عموزادگان وى كه براى خونخواهى از شما مقدم و نزديكترند كجا هستند ؟ به خدا سوگند ، خونخواهى عثمان بهانه‌اى بيش نيست حقيقت اين است كه شما مقام خلافت و امارت را براى خود مىخواستيد ، و در راه رسيدن به آن بيش از حد كوشش و فعاليت مىكرديد ، ولى مسلمانان به شما توجهى ننمودند و به سوى على سرازير شدند اين بود كه كينه و عداوت على به صورت عقده‌اى در درون شما پديد آمد و آتش حسد در دل شما شعله‌ور گرديد ، و همان عقده‌ها و آتشهاى درونى شما را به پيمان‌شكنى و مخالفت واداشت ، و براى سرپوش گذاشتن بر اين عقده‌ها و حسدها خون عثمان را بهانه نموديد و گرنه
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 117 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى