تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
ولى جنگ سختى در ميان دو لشكر به وقوع پيوست ، در اين برخورد حكيم‌بن‌جبله ، با افراد قبيله‌اش بيش از ديگران مىكوشيد ، و به لشكر عايشه حمله مىنمود ، زن‌هاى بصره نيز از پشت بامها با سنگ و كلوخ لشكريان عايشه را مورد حمله قرار دادند و بدينگونه لشكريان بصره به لشكر عايشه شكست سختى وارد آوردند و تا « قبرستان بنى مازن » آنانرا عقب راندند . لشكريان عايشه در آنجا ، با حالت دفاع توقف نمودند ، تا سواركاران ديگرى از اردوگاه ، به كمك و نجات آنان فرا رسيدند و لشكر شكست خورده در زير حمايت سواركاران از كنار سد بصره به سوى « زابوقه » ( محلى است در بيرون بصره ) حركت نمود و از آنجا نيز به يك بيابان وسيع و شوره‌زارى بنام « دارالرزق » حركت نموده و آنجا را اردوگاه خويش قرار دادند ، و بدين صورت در نخستين جنگ فرماندار بصره پيروز گرديد و لشكر عايشه را به عقب‌نشينى واداشت . ابومخنف سپس مىگويد : عبدالله‌بن‌حكيم ، كه يكى ازسران قبيلهء تميم بود با نامه‌هائى كه قبلا طلحه و زبير دربارهء قتل عثمان به وى نوشته ، و در انقلابى كه عليه وى برپا شده بود ، از او استمداد كرده بودند به پيش طلحه آمد و نامه‌ها را به وى ارائه داد و گفت : طلحه ! مگر شما نبوديد كه اين نامه‌ها را به ما مىنوشتيد ، و ما را بر قتل عثمان تشويق و تحريك مىنموديد ؟ ! طلحه - آرى نامه‌ها از طرف ما است . عبدالله - طلحه ! تعجب از شما است كه ديروز طبق مفاد و مضمون اين نامه‌ها ما را بر عزل عثمان ، و بر قتل وى تشويق و دعوت مىنموديد ، و عاقبت نيز بر قتل وى مباشرت و مبادرت كرديد ، و با دست خود او را كشتيد ، و امروز هم به نام طرفدارى و خونخواهى وى به سوى ما آمده‌ايد . طلحه ! به خدا سوگند شما جز دنيا و رسيدن بمقام و رياست دنيوى هدف ديگرى نداريد ، و يك عامل و انگيزهء نادرستى شما را به اين قيام و جنگ و خونريزى برانگيخته است ، و گرنه چرا ديروز با على بيعت نموديد و با اختيار خود و با رضاى خاطر دست