هرچه صريحتر بيان داشته است .
رسول خدا را در دل شبهاى تار ، زمانى كه جهان را سكون و آرامش ژرف فرا مىگرفت با خداى خويش رازها و نيازها بوده ، پاسى از شبها را به اين ترتيب با خداى خود خلوت و عبادت داشته است . اقدام به اين قبيل عبادات ، با توجه باينكه پيغمبر خدا هر شب را در خانهء يكى از همسرانش بروز مىآورده باعث آن مىشد كه ساعاتى از شب را در بيرون از خانه مانند مسجد و گورستان بقيع به عبادت بپردازد . روى اين اصل در شبهايى كه نوبت به عايشه مىافتاد تا رسول خدا در خانهء او باشد ، چون آن حضرت در دل شب پاى از خانهء او بيرون مىنهاد كه به عبادت بپردازد عايشه را رشك و غيرت زنانگى بر مىانگيخت تا رسول خدا را تعقيب و دنبال كند تا مگر ببيند آن حضرت به كجا مىرود و چه مىكند !
عايشه خود نمونههائى چند از خاطرات تعقيبهاى شبانهء خود را در موارد مختلف بازگو كرده است . ما هم پاى صحبت او مىنشينيم و آنها را از زبان خود آن بانو مىشنويم .
تعقيبهاى شبانه !
عايشه مىگويد : شبى متو . جه شدم كه پيغمبر خدا در رختخواب خود نيست ، وسوسه و خيالات ناراحتكننده مرا بر آن داشت تا گمان بردم نزديكى ديگر از زنانش رفته است ، روى اين حساب از جا برخاستم و به جست و جويش پرداختم كه ناگاه او را در مسجد يافتم كه به سجده افتاده بود و مىگفت :
رَبِّ اغْففِرْ لي
« بار خدايا ! مرا ببخشاى « 1 » . »
جاى ديگر گفته است :
شبى ديدم پيغمبر در رختخواب خود نيست . با خود گفتم كه حتماً پيش يكى از زنانش رفته است ! گوش فرا داشتم و اين سوى و آن سوى به جستجو و يافتنش پرداختم كه ديدم در پيشگاه خدا به ركوع رفته است « 2 » .
هامش
( 1 ) مسند احمد 6 / 147 .
( 2 ) مسند احمد 6 / 151 .