چون اقدام على ( ع ) به عثمان رسيد بسيار خوشحال شد و در همين احوال هم طلحه كه تنها مانده بود بر او وارد شد و گفت :
- اى اميرالمؤمنين من از كارى كه كردهام از خداى بخشايش مىطلبم خيالى در سر داشتم ولى خدا نخواست و بين من و آرزويم مانع و رداعى بوجود آورد ! عثمان جواب داد :
- به خدا سوگند كه تو نيامدهاى تا توبه كنى ، بلكه از آن جهت آمدهاى كه خود را در اين ميان شكست خورده و مغلوب يافتى ! من انتقام اين عملت را به خدا وا مىگذارم ! .
طلحه آب به روى عثمان مىبندد ، على آب به عثمان مىرساند .
طبرى مىنويسد « 1 » : عثمان چهل روز در محاصره بود ، و در اين مدت طلحه با مردم نماز مىگزارد . و در انساب الاشراف بلاذرى آمده « 2 » :
هيچيك از اصحاب رسول خدا ( ص ) ، از نظر مخالفت و ستيزه با عثمان ، به پاى طلحه نمىرسيد ! طلحه و زبير زمام امور بدست گرفته بودند ، و طلحه از رسيدن آب به خانهء عثمان جلوگيرى مىكرد و نمىگذاشت آب آشاميدنى به آنجا برسد .
على كه در ملك خود و در يك ميلى مدينه بود ، به طلحه پيام فرستاد كه بگذار اين مرد از چاه متعلق به خودش - رومه - آب برگيرد ، و او را بر اثر تشنگى از پاى درنياور . اما طلحه زير بار نرفت و موافقت ننمود .
طبرى مىنويسد « 3 » چون محاصره كنندگان به شدت عمل افزودند و مانع رسيدن آب به منزل عثمان شدند ، عثمان كسى را نزد عثمان فرستاد و از او استمداد كرد تا وسايلى برانگيزد و مقدارى آب به خانهء او برساند . على با طلحه مذاكره كرد و چون ديد كه او طفره مىرود ، به شدت خشمگين شد ، تا جائى كه طلحه چارهاى جز موافقت با على ( ع ) نديد و سرانجام حيوانات آبكش به عثمان راه يافتند !
بلاذرى مىنويسد : « 4 » مردم عثمان را به محاصره گرفتند و آب را از وى دريغ
هامش
( 1 ) طبرى 5 / 117 .
( 2 ) انساب الاشراف بلاذرى 5 / 81 و 90 .
( 3 ) طبرى 5 / 113 .
( 4 ) بلاذرى 5 / 68 - 69 .