1 ) زبيرابنالعوام .
2 ) طلحهبن عبيدالله
3 ) سعدبن مالك ابىوقاص
4 ) عبداللهبنعمر .
5 ) زيدبنثابت . 6 ) سهيلبنعمر .
7 ) ابوايوب خالدبنزيد .
8 ) سهيل بنحنيف .
تاريخ نگارش ذىقعدهء 35 هجرى
پس هر دسته برگى از اين پيمان نامه را گرفته بازگشتند .
فرزند ابوبكر و فرماندارى مصر
از گفته بلاذرى و ديگران چنين برمىآيد كه عثمان به غير از پيمان نامه بالا ، نامه ديگرى به مصريان داد و در آن عبداللهسرح را از حكومت مصر بر كنار ، و محمدبنابوبكر را به فرماندهى آنجا تعيين كرده است .
بلاذرى چنين مىنويسد : طلحه پسر عموى عايشه برخاست و با عثمان بدرشتى سخن گفت . عايشه نيز به عثمان پيام فرستاد كه حق مصريان را با عزل عبدالله از حكومت مصر بده در اين هنگام على وارد شد و از جانب مصريان چنين گفت : اى مردم از تو مىخواهند كه عبدالله را از حكومت بر كنار كنى و شخص ديگرى را بجاى وى بگمارى .
همچنين آنها عبدالله را متهم مىكنند كه خون مظلومى از آنان را به گردن دارد . او را از كار بر كنار كن ، و در ميانشان بداورى بنشين و چنانچه اين اتهام درست باشد و عبدالله مرتكب چنان قتلى شده باشد ، قانون خدا را دربارهاش جارى كن و حق اينان را از وى بستان .
عثمان خطاب به مصريان گفت : شما خود يك نفر را بحكومت مصر انتخاب كنيد تا فرمانش را بنويسم : جمعى از مصريان فرزند ابوبكر ، محمد را به ايماء و اشاره به يكديگر پيشنهاد كردند و سرانجام گفتند : محمد فرزند ابوبكر را بحكومت مصر بگمار و فرمانش را بنويس « 1 »
عثمان پيشنهاد مصريان را پذيرفت و فرمان حكومت مصر را بنام محمدبن
هامش
( 1 ) ظن قوى ميرود كه در انتخاب فرزند ابوبكر به فرماندارى مصر دستور و فعاليت امالمؤمنين خواهر محمد ، و طلحه پسر عموى او و ديگر سران بنىتيم بىاثر نبوده است .