مصريان تماس بگيرد و از خواستهء آنان جويا شود . خليفه وى را اجازه داد . مغيره چون به اردوگاه مصريان نزديك شد ، آنان فرياد برآوردند :
اى كور يك چشم برگرد ! اى بىحيا برگرد ! اى تبهكار برگرد ! . ناچار مغيره بازگشت .
عثمان عمرو عاص را احضار كرد و گفت :
با اين گروه ملاقات كن و آنان را به كتاب خدا بخوان كه خواستههاى آنان را بر آورده خواهيم خواست .
چون عمرو به نزديك مصريان رسيد ، به آنان سلام كرد . در پاسخ او گفتند :
خدا سلامتى را از تو برگيراد ، اى دشمن خدا برگرد ! اى فرزند نابغه برگرد ! تو نه خود نزد ما امينى و نه به امان تو مىتوان اعتماد كرد .
عبداللهبنعمرو ، و جمعى از حاضران به عثمان گفتند :
تنها شخصيتى كه بتواند اين مهم را انجام دهد علىبنابيطالب ( ع ) است . على ( ص ) چون حاضر شد ، عثمان به او گفت :
- اى ابوالحسن ! با اين جماعت تماس بگير ، و آنها را به كتاب خدا و سنت پيغمبرش دعوت كن ! على پاسخ داد :
- اين مأموريت را به اين شرط مىپذيرم كه با من عهد و پيمان ببندى و خداى را بر آن گواه گيرى كه هر چه را من از جانب تو به آنان وعده بدهم وفا نمائى ! عثمان گفت :
- قبول دارم .
على پيمان و عهدى محكم و متكى به سوگند و شهادت پروردگار كه قويترين از آن ممكن نبود از عثمان گرفت آنگاه خارج شد و روى به جمعيت نهاد . چون با آنان روبرو شد ، مصريان بانگ برداشتند : برگرد ! على در پاسخ گفت :
- خير ، پيش مىآيم و عمل به كتاب خدا و برآوردن خواستههاى شما را به شما وعده مىدهم .
پس آنچه را كه ميان او و عثمان رفته بود با آنها در ميان نهاد ، و ايشان را به وفاى عهد عثمان نويد داد . مصريان گفتند :
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 229
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٢٢٩