عايشه عليه عثمان
ابوالفرج در اغانى مىنويسد : عثمان در جواب اعتراض آنها گفت : مگر بناست كه هركس از اميرو فرماندار خود برنجد بر او تهمت بزند ، حال كه چنين است بامدادان دستور مىدهم تا شما را سياست و تنبيه كنند !
اين گروه از ترس مجازات عثمان به خانه عايشه پناه بردند . و چون عثمان صبحگاهان از اطاق عايشه سخنانى شنيد كه بوى تندى و پرخاش بر او مىداد بىاختيار فرياد كشيد : آيا سركشان و فاسقان عراقى پناهگاهى جز خانهء عايشه سراغ نداشتند ؟ !
عايشه چون اين سخنان توهينآميز و دشنام عير قابل بخشش عثمان را نسبت به خود بشنيد ، پاى افزار رسول خدا را بدست گرفت و آن را بر سر دست بلند كرد و به صداى بلند فرياد زد : چه زود سنت و روش رسول خدا صاحب اين كفش را پشت سر انداختى ! !
اين سخن عايشه به سرعت برق دهان به دهان گرديد و به گوش همه مردم مدينه رسيد و آنها نيز به مسجد روى آوردند . انبوه مردم به حدى بود كه جا براى كسى پيدا نمىشد . سخن عثمان و پاسخ عايشه تنها مطلبى بود كه مورد گفت و شنود آنها قرار گرفته بود ، بحث پيرامون اين سخنان چنان هيجان انگيز بود كه سرانجام بين مردم اختلاف انداخت و دو دستگى شديد ايجاد كرد .
عدهاى به اين عمل عايشه زبان تحسين و تمجيد گشودند ، و پارهاى از