تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧

جنيان به سوك عمر مىنشينند . !

قالت عايشه : فو الله اني لا حسبه من الجن ! : « عايشه گفت : كه من آن « نوحه‌گر » را از جنيان مىدانم ! » در فصل پيش آورديم كه عايشه براى تأييد و تثبيت حكومت پدرش ابوبكر ، و رفيق ديرين او عمر احاديثى از رسول خدا نقل كرده است كه پس از بررسى برخى از آن‌ها دريافتيم كه زمان پيدايش و انتشار آن‌ها به هيچ روى با زمان خلافت ابوبكر وعمر مطابقت ندارد ، بلكه سال‌ها پس از سپرى شدن زمان حكومت آن‌ها بر سر زبانها افتاده است . از آن جمله حديث نوحه‌سرايى اجنه ست در سوك عمر كه به احتمال قوى پس از مرگ عمر ، و احياناً دير زمانى پس از چنان واقعه‌اى انتشار يافته باشد . حديث مزبور از اين قرار است : از عايشه ام‌المؤمنين روايت كرده‌اند كه گفت : سه روز پيش از اينكه عمر كشته شود ، جنيان به سوكش نشستند و در ماتمش نوحه‌سرائى كردند و چنين ابياتى را به مرگش مىخواندند : « 1 »
هامش
( 1 ) استيعاب 2 / 241 ، اغانى چاپ بيروت 8 / 192 .ابعد قتيل بالمدينه اظلمت * له الارض ، تهتز العضاه يا سوق ؟ جزى الله خيراً من امام و باركت * يد الله ، فى ذاك الاديم الممزق فمن يسع او يركب ، جناحى نعامه * ليدرك ما قدمت بالامس ، يسبق ! قضيت اموراً ، ثم غادرت بعدها * بوائق فى اكمامها لم تفتق فما كنت اخشى ان يكون وفاته * بكفى سبتى ازرق العين مطرق
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 127 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى