چنين نيست ما هرگز منكر فضائل و برترى آنها نيستيم ، ولى باور نداريم كه خداوند تنها بين آن دستهء از صحابه را كه بر مسند خلافت تكيه زدهاند ، كسانى كه چنين مقامى را احراز نكردهاند ، تفاوت تا آن حد قائل شود كه سرشت آنان را از نور ، و اينان را از گل آفريده باشد !
با توجه به اين مطالب ، و دلايل ديگرى كه در جاى خود به انها اشاره خواهيم كرد به خود حق مىدهيم در صحت و درستى آن دسته از احاديثى كه در آن نام خلفاى راشدين پياپى و بنا به ترتيبى كه به مقام خلافت رسيدهاند آمده است بديدهء شك و ترديد بنگريم .
* * * دستهء دوم ، آن دسته از احاديثى است كه در آنها تنها نام سه خليفه نخستين تا عثمان يكى بعد از ديگرى برده شده است .
به عقيدهء ما ، و با توجه به آنچه در قسمت دسته اول بيان داشتيم ، اين قبيل احاديث نيز پس از آن كه عثمان بر مسند خلافت تكيه زده است روايت شدهاند نه پيش از او و چنانچه در پارهاى از آنها ذكرى از كشته شدن عثمان هم به ميان آمده باشد ، ناچار بايد گفت آنها بعد از كشته شدن عثمان روايت شدهاند نه پيش از آن تارخ .
دسته سوم ، احاديثى است كه در آنها فقط نام شيخين ، يكى بعد از ديگرى به ميان آمده است عقيدهء ما اين است كه اين قبيل احاديث پس از روى كار آمدن عمر روايت شده است نه پيش از خلافت او .
چهارمين دسته ، احاديثى است كه اختصاص بذكر خلافت ابوبكر دارد و چون در آنها فقط نام ابوبكر برده شده و اسمى از عمر در ميان نيست ، گمان قوى اين كه آنها پيش از تعيين عمر به جانشينى وى روايت شده باشند بنابراين ، احتمال مىرود كه حديث نوشتن وصيت به نام ابوبكر ، در زمان شخص او روايت گرديده است ، چون در آن نامى از عمر در ميان نيست .
اما اين حديث « اگر بنا مىشد رسول خدا جانشينى تعيين فرمايد ، نخست ابوبكر را تعييم مىفرمود ، و پس از او عمر ، و بعد از وى ابوعبيده جراح را ؛ ظن قوى
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 125
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٢٥