وضع انتشار اين حديث و همانند آن را روشن مىكند .
يكم وضع و انتشار اين قبيله احاديث بايد پس از سپرى شدن دوران خلافت امام على ، و حتى خيلى پس از آن باشد ، زيرا گذشته از آنچه در پيش ياد آور شديم ، در اين حديث بويژه از دشنام دادن و ناسزا گفتن ، سخن به ميان آمده است . و ما مىدانيم كه دشنام دادن از زمان حكومت معاويه به بعد و بنا بدستور او متداول و مرسوم گرديد و در زمان رسول خدا رسم بر اين نبوده تا كسى صحابى را دشنام دهد تا موردى براى صدور چنين فرمانى از جانب پيغمبر خدا باشد .
دوم اگر چه نام هر چهار تن خلفاى صدر اسلام پشت سر يكديگر و به ترتيبى كه به خلافت رسيدهاند آمده است ، اين حديث و امثال ان در زمان حكومت امام نمىتواند وضع و انتشار يافته باشد . زيرا بطورى كه در اين كتاب و ساير مجلدات آن خواهيم ديد ، پس از آنكه امام قبول خلافت كرد مردم به دو دستهء كاملًا متمايز تقسيم شده بودند . گروهى بشدت و صراحت از عثمان بد مىگفتند ، و دستهء ديگر نيز از على ولى خوش نداشتند و از او به نيكى ياد نمىكردند ، با چنين حال و اوضاعى چه كسى و چرا چنين حديثى را وضع و انتشار داده است ! ؟
سوم زمان معاويه نيز گرچه بازار سب و دشنام رواجى تمام داشت و معركهء رقابت و هم چشمى در ساختن احاديث و جعل آنها سخت گرم شده بود ، اما اساس كار آن روى پيكارى بود كه عليه على و اولاد او و خانوادهء بنىهاشم و پيروان آنها بنيان گذارده بودند ، و سياست اموى چنان اقتضا داشت كه بن على ( ع ) و ساير خلفاى راشدين ، جدائى اندازد و نام او را از ستون نام خلفاى راشدين حذف كند ، و آن سه را از هر حيث و هر جهت بر على رجحان و برترى دهد . و مىدانيم كه همين سياست دستگاه خلافت تا اواخر دوران حكومت بنىاميه دوام داشته است .
چهارم با اينهمه ؛ موردى نمىماند مگر اين كه به گوئيم زمان وضع و انتشار حديث مزبور به دورهء ضعف و ناتوانى سلسلهء بنىاميه و قبل از روى كار آمدن خلفاى بنى عباس منتهى مىشود به اين دليل كه خلفاى بنىعباس نيز پس از اين كه روى كار آمدند و زمام امور را بدست گرفتند ، تا آنجا كه در قدرت داشتند پسر عموهاى خود - علويين - را در تنگى و فشار گذاشتند ، و مانند سلف خود بنىاميه به كمترين بهانه و دستآويزى ، به سركوبى و كشتار بيرحمانهء آنها پرداختند .
بنا بر آنچه گذشت ، موقعى مناسبتر از اواخر دورهء بنىاميه و ابتداى دعوت مردم بنام اهلالبيت براى وضع و انتشار اين حديث باقى نمىماند . چه در اين موقع بود كه بنىهاشم كه دو تيرهء علويان و عباسيان را تشكيل مىدادند ، دربر انداختن دولت اموى با يكديگر همداستان شده بود ، و ساست بنىعباس در آن موقع چنان بود كه در معارضه با سياست بنىاميه ، نام على را در رديف نام و فضائل خلفاى سه گانه نشر دهد . در حالى كه مىدانيم خلفاى بنىاميه ، در گذشته فضائل خلفاى سه گانه را بموازات دشنام و ناسزا به على ( ع ) انتشار مىدادند ، و نام او را از رديف آنان حذف
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 123
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٢٣