پيغمبر ، خدا و مؤمنان اجازه بروز هيچگونه اختلافى را در حكومت و خلافت ابوبكر نمىدهند ، بنابراين نوشتن سفارش و وصيت لازم نيست . )
و نيز مسلم در صحيح خود از قول ابوملكيه روايت مىكند « 1 » : « از عايشه پرسيدند : اگر بنا بود رسول خدا ( ص ) جانشينى تعيين كند چه كسى را انتخاب مىفرمود ؟ .
عايشه جواب داد :
- ابوبكر را
- بعد از ابوبكر چه كسى را نامزد خلافت مىكرد .
- عمر را
- و پس از وى ؟
- ابوعبيده جراح را « 2 »
اين قبيل احاديث را كه از امالمؤمنين در فضائل شيخين و برترى آنها روايت نمودهاند بسيار است ما در بخش بررسى به روايات او به آنها نيز بررسى مىكنيم و اكنون در اينجا براى نمونه بذكر چند مورد آن بسنده مىكنيم .
عصر پيدايش اين احاديث
به احتمال خيلى زياد زمان روايت و نشر اين قبيل احاديث به دوران خلافت ابوبكر و عمر مىرسد زيرا نام دو تن از خلفاى راشدين در آنها پشت سر يكديگر آمده ، و اينكه اگر بنا بود رسول خدا جانشينى براى خود تعيين كند ، همانها را و با همان ترتيب تعيين مىفرمود !
ما اين گونه احاديث را به چهار دسته تقسيم مىكنيم .
هامش
( 1 ) صحيح مسلم 7 / 110 طبقات ابنسعد ج 2 ق 2 / 128 ط ليدن مسند احمد 6 / 63 مستدرك 3 / 87 كنز 6 / 428 حديث 6385 و در مستدرك اسم ابوعبيده نيامده است .
( 2 ) ابوعبيده جراح نامش عامربنعبدالله قرشى الفهرى است از سابقين در اسلام است و در دو هجرت شركت كرده . از طرف عمر حكومت شام را داشت و در سال 18 هجرى به مرض طاعون در همانجا در گذشت و در فحل اردن به خاك سپرده شد به استيعاب 3 / 2 / 4 و حاشيه اصابه و اسدالغابه 3 / 84 و 86 و اصبه 2 / 245 مراجعه فرمائيد .