مىكنند كه
لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ
؛ « 1 » ديدهها او را درنيابند و او ديدهها را دريابد .
و درباره اين سخن خداى متعال كه فرموده :
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ
؛ « 2 » صورتهايى در آن روز خرم و شادابند و به سوى پروردگارشان نظاره مىكنند .
مىفرمايد : به سوى « امر » پروردگارشان نظر دارند . يعنى : منتظر امر و فرمان پروردگارند . و اين همانند سخن خداى متعال در نقل داستان اولاد يعقوب است كه به پدرشان گفتند :
وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ الَّتِي كُنَّا فِيها ؛
« 3 » از قريهاى كه ما در آن بوديم سؤال كن . يعنى از اهل آن قريه سؤال كن . و بدينگونه ساير آياتى كه ظاهر آنها دلالت بر جسم بودن خداوند متعال دارد ، تأويل و معنى مىگردد .
معتقدان به اين اقوال را « مجسمه » و « مشبهه » گويند . زيرا پروردگار عالميان را « جسم » دانسته و او را به مخلوقاتش « تشبيه » مىكنند .
بارى ، امامان اهل البيت عليه السلام تفسير چنين آياتى را بيان فرمودند و مقصود از « ساق » و « يد » و « عرش » و همانند آنها در آيات كريمه قرآن را ، روشن نمودند ، و از تحريف در روايت « ان اللّه خلق آدم على صورته » « 4 » - چنان كه گذشت - پرده برداشتند . و ما چون در صدد بيان و ايراد همه آنها نبوديم ، تنها به ذكر نمونههايى از احاديث متعارض در صفات خداوند متعال در دو مكتب بسنده كرديم ، و نشان داديم كه هر مكتبى آيات قرآنى را از ديدگاه خاص خود تأويل و معنى مىكند ، و اختلاف در صفات خداوندى بدينگونه پديد آمده است .
هامش
( 1 ) . سوره انعام ، آيه 103 .
( 2 ) . سوره قيامت ، آيات 22 و 23 .
( 3 ) . سوره يوسف ، آيه 82 .
( 4 ) . درباره صفات خداوند به كتابهاى : كافى كلينى ، كتاب التوحيد ؛ توحيد شيخ صدوق و عيون الخبار الرضا ، شيخ صدوق مراجعه نماييد .